ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٣٥ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
پى دارد، خواه عوارض باشند كه شامل غير آنها است و يا خواصى غير شامل و يا شئونى كه اعم از هر دو است.
٥٨٨/ ٣ سوم به واسطه آثار؛ كه براى اسم «الدهر» كه از اسماء حق تعالى است ثابت است؛ و اين احكام به نام اوقات ناميده شده است، براى اين كه اوقات مظاهر آن و اسم «الدهر» روح آن است.
٥٨٩/ ٣ چهارم به واسطه مراتب و مواطن است كه تفسير آن (در وصل نهم از سابقه تمهيد) گذشت، و حضرت شيخ قدس سره در تفسير آن را به مواضع تعيّن نشآت تفسير نموده و نشأه را به چيزى كه بدان ذات شئى ظاهر مىگردد تفسير كرده است.
٥٩٠/ ٣ گويم: حضرت شيخ قدس سره حال شئى را بدان چه كه شئى بدان تلبّس و آميزش پيدا مىكند؛ و مقامش را بدان چه كه در آن فرود مىآيد و يا بر آن گذر مىكند؛ و مكانش را به محل استقرارش از آن جهت كه داراى تحيّز و محل است تفسير كرده، و شكى نيست كه اين سه را نيز مدخلى در تقيّد وجود است و گويى اينها را در اينجا بيان نداشته است، چون اينجا بناى بيان تمامى وجوه تقييد نيست؛ بلكه تمثيل به برخى از آنها است، سپس (گوييم:) اين تعيّن و تشخص به نام خلق و غير ناميده مىشود، و به زودى راز آن را خواهى دانست كه مضاف به وجود خواهد شد، زيرا آن تعيّن حاصل و معتبر هر وصفى از اوصاف موجودات است، مانند: يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ، يعنى: دست خدا بالاى همه دستهاى آنان است- پس از آنكه فرمود: إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ، يعنى: آنان كه با تو بيعت مىكنند در واقع با خداوند بيعت مىكنند (١٠- فتح)- و به هر اسمى از اسماء آنان ناميده مىشود، مانند: ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى، يعنى: تو تير را نينداختى وقتى كه انداختى بلكه خدا بود كه تير انداخت (١٧- انفال) و هر حكمى از احكام آنان را مىپذيرد، مانند: مرضت و لم تعدنى، يعنى: بيمار شدم مرا عيادت نكردى (حديث نبوى) و در هر مقامى به هر رسمى متقيد مىشود، مانند: وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ، يعنى: شما را حتما آزمايش خواهيم كرد تا مجاهدان را معلوم كنيم (٣١- محمد) و به هر يك از مشاعر چشم و گوش و عقل (بينايى و شنوايى و ادراك) ادراك مىگردد، چنان كه گفته: ما رأيت شيئا الا و رأيت الله فيه، يعنى: هيچ