ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣١٤ - و اما خاتمه تمهيد كلى جملى در بيان متعلق طلب ما به اجمال است و اين كه به كدام اعتبار مراتب استكمال بىپايان مىباشد
هم در مباحث خاتمه در طى سئوال پرسش كننده خواهد آمد كه مىگويد: آيا به او (انسان) از حيث عين و يا مرتبهاش استعانت مىشود و يا او از حيث آن دو (يعنى حقى و انسانى) استعانت جسته و آيا استقلال براى هر دو طرف (حقى و انسانى) حاصل است و يا اصلا محال است؟
٨٩٠/ ٣ و نيز از قول حضرت شيخ قدس سره خواهد آمد كه گفته: استقلال در وجود از حيث عينش، خاص حق سبحان است، غير او را نه وجودى[١] است و نه غير او موجدى است، و اعيان ممكنى را جز قبول وجود به گونه مخصوص و به حسب[٢] استعدادشان نيست؛ و اين كه (اعيان و استعداد) شرط در ظهور وجود بر اين گونهاند، اما اثر (يعنى تعيّن صورى) ويژه مراتب و حقايق غيبى است و به حق تعالى- از حيث وجودش- اضافه و نسبت داده نمىشود، بلكه از حيث احديت جمع هويت غايب و پنهان او است از مدارك، يعنى به اعتبار غير ممكن بودن معرفت كنه و حقيقت او و احاطه به وى؛ و نيز از حيث مراتب اسماء و صفات او- به اعتبار عدم مغايرت آنها با او- اما ارتباط اثر به وجود و وجود به اثر- از حيث هر موجودى- مشترك است، اين سخن حضرت شيخ قدس سره بود.
٨٩١/ ٣ اما نسبت واحد در حقيقت است و نسبت دو (مثنّا) در اعتبار، كه گاه نسبت مألوهيت از الوهيت ناميده مىشود و عبارت از ارتباط جهان است به موجد و پديد آورندهاش و ديگر گاه حكم الوهيت است در ما به واسطه اسمائى كه عبارت از ارتباط موجد و پديد آورنده جهان است به آن، و اين همان چيزى است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير بدان اشاره كرده و گفته: تو آينه اويى و او آينه احوال تو است، و اين كه گفته: تو آينه اويى؛ مشتمل بر قواعدى كلى و حكمى است كه در تفسير و غير تفسير آنها را بيان داشته است.
٨٩٢/ ٣ نخست اين كه: موجودات تعيّنات شئون خداوند سبحاناند و او داراى شئون است.
٨٩٣/ ٣ دوم اين كه: وجود هر چيزى تعيّن حق تعالى است از جهت آن چيز.
[١] - زيرا موجوديت غير عبارت از تعيّن وجود حق است از حيث او- چنان كه بارها اين گفته شد-
[٢] - يعنى به حسب استعداد خاصى كه اعيان ممكنى دارند و به نام غير ناميده مىشود.