ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٧ - فصل پنجم در آنچه كه كاملان - از ضبط كليات مهم علم و عمل - بيان داشتهاند
١٣١/ ٢ بدان كه نفس انسانى هيئت و شكلى اجتماعى و گرد آمده از بخار ابر مانند و قوه حيوانى است كه به واسطه آن (هيئت) آن بخار؛ روح حيوانى ناميده شده و از اثرى روحانى است كه بدان از ديگر روحهاى حيوانى جدايى دارد، و (اين نفس انسانى) از اصل فطرت[١] «ذر» بودن جسمانيش- يعنى پاسخ دهنده به «بلى» (١٧٢- اعراف) و: أَتَيْنا طائِعِينَ، يعنى فرمانبردار آمديم (١- فصلت)- پوشيده و محجوب شده است، و همينطور فطرت روحانيش به حكم خواص دگرگونىها و اطوار و احكام بازداشتنها و تعويقات و غلبه احكام طبيعت و حيوانيت بر آن بر خودش پوشيده شده و در نتيجه از اصل فطرت خويش غافل و بىخبر مانده و رو به سوى لذاتى كه اختصاص به نشأه و عالم حس زودگذر دارد آورده، حالش مانند شخص خفتهاى است كه از محسوسات ثابت روى گردانيده و از آنها بىخبر و غافل است و روى بر خيالات فنا شونده آورده است، و حكم اين غفلت و بىخبرى شامل حقيقت سرّ الهى وجودى (انسان) و حقيقت اثر روحانى؛ و حقيقت نفس انسانى حيوانى مىباشد، و به حكم غلبه احكام كثرت بر اين حقايق سه گانه، اخلاق و صفات او يا به سوى تفريط و كوتاهى و يا به افراط و زياده روى انحراف مىيابد و بدين سبب اثر قلب وحدانى اعتدالى در هر يك آنها پنهان مىماند، بلكه نسبت به بعضى از اشخاص تباه و نابود مىگردد؛ مانند تباه و نابود شدن صورت در ممسوحان[٢].
[١] - يعنى از كيفيت و چگونگى وجود مثالى جسمانى خود كه در عالم مثال مطلق برايش محفوظ است و در زبان شرع به عالم« ذر» ناميده شده است.
[٢] - يعنى آثار صورت محوشدگان، و ممكن است ممسوخين باشد، يعنى از صورت اصليش تبديل يافته و به صورت ديگرى درآمده است. م