ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٣٥ - اصل يازدهم در آگاهى دادن بر بازگشت ظهورات وجودات منشعب شده از اثر اول
اصل يازدهم [در آگاهى دادن بر بازگشت ظهورات وجودات منشعب شده از اثر اول ...]
در آگاهى دادن بر بازگشت ظهورات وجودات منشعب شده از اثر اول كه عبارت از وجود عام است و نيز بقا و فناى آنها به طورى كه نخستين چيزى كه در عالم تسطير تعين پذيرفت قلم گشت و سپس لوح و بعد از آن آنچه كه پس از برانگيخته شدن آن دو برانگيخته شد ٤١٢/ ٤ گوييم: صورت اثر اول عبارت از وجود است از حيث ظهورش براى خودش و گسترشش بر حقايق كونى، در حالى كه آن حقيقتى الهى است كه در مرتبه احديت جمع متعين مىباشد، و در تعيّنش جمعيت اسماء ذاتى الهى وجوبى- يعنى «عماء» ربوبى- اعتبار مىشود؛ اگرچه اعتبار «عماء» عبوديت را از حيث مرتبه امكانى- به واسطه تقابلش با آن- در بردارد، چون آن جمعيت احديت ذات است؛ اگرچه كثرت نسبى- به واسطه آن تقابل- به آن (وجود) الحاق شده است، بنابراين اختلاف موجودات منشعب شده به واسطه تعينات متعدد از آن- با احديتش در ذات خود- بازگشت به اختلافات قوابل دارد نه به اختلاف و يا تعددش در ذات خود (وجود).
٤١٣/ ٤ سپس گوييم: اين تجلى سارى در حقايق عالم- چه بالا و چه پائين- كه تعبير از آن به فيض و امداد الهى شده و مقتضى قوام و برپايى عالم و بقاى آن است؛ از غيب ذات حق و مرتبه احديت جمع؛ ظهور دائم و پيوسته دارد، يعنى بر حسب ترتيب واقع در فيض و بر حسب ترتيب قوابل- در مقام تمام استعداد قبول- از حيث موقوف نبودنش بر شرطى و يا موقوف بودنش بر يك شرط و يا بيشتر، چنانكه پيش از اين گفته شد.
٤١٤/ ٤ و اين بدان جهت است كه حضرت شيخ قدس سره گفته: تجلى احدى جز نور وجودى نيست، و از حق تعالى به ممكنات- پيش از وجود يافتن و پس از آن- غير اين (نور وجودى) نمىرسد و بقيه هرچه هست احكام ممكنات است، و چون وجود براى غير حق ذاتى نيست، لذا علم در بقاى خودش نياز به اين امداد وجودى احدى و يگانه- بدون انقطاع- دارد، چون اگر يك لحظه و چشم به هم زدنى قطع گردد؛ عالم به يك بارگى نابود مىگردد، براى اين كه حكم عدمى لازم آن است و وجود، عارضش. پايان سخن حضرت شيخ قدس سره.