ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٢٠ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
او است مر معلوم را- نه بعد از وقوع شئى- مثلا آنچه حق تعالى به تعيينى جزئى با شرط و يا سبب مىكند؛ و يا تعيين مرتبه كلى آن را با شرط مىداند- مانند خوردن گوشت به شرط پخته شدنش- و يا با سبب- مانند پختن گوشت در مجاورت آتش- و يا به شرط و سبب و لازم آن چيز مىداند، البته اگر علم حق سبحان به اين مرتبه كلى و يا تعيّن داشتن اين ترتيب جزئى به اين وجه پيشى گرفته باشد، و اگر آن را موكول به شرط و يا سببى تعيين نكرده باشد، آن را به ذات اقدس خود- آنگونه كه خواسته- مىداند.
٥٤٤/ ٣ خلاصه اين مطلب اين كه: علم الهى ازلى تابع معلوم معيّن است؛ آن مقدار كه حقيقت و استعداد و شرطهاى استعداد و مرتبه و احكام آن (معلوم معين) اقتضايش را مىكند، خواه غير موقوف بر سببى و شرطى ديگر باشد و يا موقوف بر يك (سبب و يا شرط) و يا بيشتر باشد، سپس (گوييم:) اراده ذاتى الهى تابع علم است و هرگونه كه علم تعلق گرفته آن هم بدان تعلق مىگيرد، سپس (گوييم:) قدرت آنچه را كه اراده معين نموده ظاهر مىسازد، سپس كلام مؤثر در ايجاد آن (معلوم) به واسطه برخورد آن دو بينشان تعيّن مىپذيرد، و اين همان چيزى است كه علما مىگويند: تقدير ازلى به مجموع نظام؛ كه به واسطه اسباب و مسببات واقع مىشود تعلق مىگيرد، راهى براى اعتراض جاهلان نيست كه اگر فلان كار وقوعش مقدر شده واقع مىشود و هيچ نيازى به پديد آمدن سببهاى آن نيست، مانند دعاها و اعمال نيك در كار آخرت و سببهاى عادى از معالجات و غير اينها در كار دنيا، وگرنه هيچ كوششى براى دست آويزى به سبب، فايده و سودى ندارد.
٥٤٥/ ٣ و بنابر اين اصل بود كه از پيغمبر ٦ هنگامى كه قاعده تقدير را بيان داشت پرسيدند: پس عمل چه مىشود؟ فرمود: كار كنيد؛ زيرا هر كسى براى انجام مقصودى كه به جهت آن آفريده شده داراى توانائى است، يعنى عمل كنيد، بسا كه حصول پاداش مقدّر به تقدير سبب عادى آنكه همان عمل شما است باشد.
٥٤٦/ ٣ اگر گويى: بعضى از علوم حق تعالى اگر متعلق به معلوم؛ آن هم به واسطه شرط و يا سبب جديد باشد؛ پس علم او نيز جديد است و لازم مىآيد كه محل حوادث و پديدههاى نو قرار گرفته و به برخى از امور در بعضى اوقات بىاطلاع باشد و به واسطه حصول علمى كه