ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٤٤ - سئوال پانزدهم اول بودن مراتب از جهت وجود و يا مرتبه معنوى چيست؟
نعتى و حكمى دربارهشان دانسته نمىشود، درباره ايشان هر حكمى كه بدان حكم شود صدق مىكند و گفته مىشود، اينان از وجهى از همگان در اينجا و در بازگشت جدايند: أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ، يعنى: اينان گروه خدائياناند آگاه باشيد كه گروه خدائيان همان رستگارانند (٢٢- مجادله).
سئوال پانزدهم اول بودن مراتب از جهت وجود و يا مرتبه معنوى چيست؟
٢٧٥/ ٥ جوابش اينكه: اوّل بودن از حيث وجود اختصاص به صورت «عما» دارد و آن عبارت از صورت وجودى مطلق است كه كانون وجود و نهاد و معدن آن است، و آن مرتبه وجودى است كه جامع تمام وجودات اسمائى و كونى مىباشد، همچنان كه روحش كه احديت جمع هويّت و وجود است- يعنى تعيّن اول- جامع تمام تعينات مىباشد، و جمع در آن جمع احدى است نه جمع احاطى، پس تعدد وجودى با آن آميزش ندارد، و اما از حيث معنى اختصاص به روح «عما» و حقيقت آن دارد كه عبارت از تعيّن اول مىباشد، چون بالاتر از «عما» جز احديت جمع هويت نيست، بنابراين روح و معناى آن است، اما آنچه كه از مرتبه وجودى اختصاص به انسان- از آن حيث كه انسان است- دارد، اگر از كاملان است: او را احديت جمع و وجود است و ازل؛ كه نفى كننده اوّل بودن وجودى است، براى اينكه يكى از دو وجه او حقيقت او است كه عبارت است از احديت جمع هويت كه از هر وصفى مطلق و رها است، پس او را هيچ تعيّن و اشاره و حكمى نيست، و وجه ديگر در مرتبه جمع «عمايى» جارى مىشود و حكم به برانگيخته شدن آنچه كه از جمع «عمايى» از اسماء و صفات و اضافات و اعيان موجودات برانگيخته مىشود مىكند، و اگر انسان از كاملان نباشد؛ نخستين مراتب وجودى او چيزى است كه بخشپذير است؛ يعنى بخش او از صورت «عما» مىگردد، يعنى از حيث تعيّن نسبى كه كار و حالش- پس از استقرار اهل بهشت و دوزخ در منازل خودشان- منتهى بدان مىشود.