ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٦٤ - مقدمه دوم
است كه از معقول بودن صرافت و نابى وحدت آن را بيرون مىآورند، چنان كه گوييم: يك نصف دو است و يك سوم سه، و اين همان مبداء تعدّد نسبى و يا وجودى است كه ضد كثرت است و اختصاص به مرتبه افعال دارد، مانند وحدت فعل و فاعل- با كثرت مجالى آن- و اين اختصاص به ذوق حضرت هود ٧ داشت كه گفت: إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ، يعنى: من به خداى يگانه- پروردگار خودم و پروردگار شما- توكل دارم. (٥٦- هود) و راز آن عدم اعتبار وسايط و سببها است، از اين روى اخذ- يعنى گرفتن- را به هويتى كه عين ذات است نسبت داد و نه دستى و نه صفتى و نه غير اينها را بيان نداشت، آنجا كه گفت: ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها، يعنى: هيچ جنبندهاى نيست مگر آنكه خدا از موى پيشانيش گرفته است. (٥٦- هود) و اين مشهد متوسطان از محققان است، چون مقتضى ذوق آنان اين است كه: وسايط معدّات و آماده ساز هستند نه مؤثرات و اثر گذار، و هر فعلى كه اثر حق متعال است اصلش يكى است ولى از محلهاى متعددى فراهم مىآيد، در نتيجه كيفياتى سودمند و يا زيانآور را در كوتاه؛ و يا دراز مدت در پى دارد كه اثرش- يعنى سود و زيان- گاهى به انسان؛ از جهت روحش و گاه ديگر از جهت جسمش و ديگر گاه از جهت صورت و نشأه و عالمش و گاهى هم از حيث مجموع اينها باز مىگردد.
٣٦٦/ ٣ گروهى بالاتر هستند كه ذوقشان اين است كه فعل وحدانى و يگانه الهى كه در اصل مطلق از توصيف است تعيّنش به واسطه تأثير و اثر پذيرى كيفى به حسب مراتبى است كه از آن مراتب دستهاى از احكام وجوب و امكان در قابل و پذيراى هر دو حصول مىيابد، پس اگر غلبه احكام وجوب بر احكام امكان ظاهر و آشكار گردد، فعلى پس از تقيّد و قبولش مر تعدّد را؛ طاعت و فعلى پسنديده و نيك است، و اگر غلبه با احكام امكان و دو چندان شدن خواص وسايط باشد؛ از جهت تقيدش معصيت و زشت ناميده مىشود[١]. و پسنديده و زشت به آنچه كه مناسب مرتبه شرع و يا عقل؛ و يا ملايمت از جهت طبع و غرض دارد باز مىگردد؛
[١] - دسته اول نفع و ضرر را به علل معده نسبت مىدهند و اين دسته نفع را به جهت وجوب و ضرر را به جهت امكان نسبت مىدهند، و زبانشان: ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ، و دسته سوم همه را به خدا نسبت مىدهند و زبانشان: قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ، وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى، است.