ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٦١ - اصل دوازدهم در ترتيب ظهور موجودات پس از برانگيخته شدن قلم و لوح مانند تعين عالم مثال است بعد از تعين عالم ملكوت - از عالم جبروت
وجوهى براى دفع شبهات بر اين مطلب بيفزائيم. اما شش وجه (براى اشكال سلمينى در جهت اثبات) بيان مىداريم:
٥٠٠/ ٤ از آن جمله اينكه: وجود مطلق قبول عدم نمىكند- چون ضد خودش است- و آنچه كه درباره آن (وجود مطلق) پندار عدم شده اضافه و نسبت آن است.
٥٠١/ ٤ دوم اينكه: آن از هر جهت واحد حقيقى است و هرچه كه قبول عدم مىكند در آن دو جهت است.
٥٠٢/ ٤ سوم اينكه: وجود وجود ممتنع نيست، چون آن ثبوت شئى است براى خودش و ممكن هم نيست، چون اگر ممكن بود بايد داراى علتى موجد و پديد آورنده باشد، پس يا ماهيتى است و يا يكى از افراد آن و يا خارج از هر دو. اولى اگر باشد مستلزم آن است كه معدوم- نه از آن جهت كه موجود است- مؤثر در موجود باشد، و لازمها بطلانشان روشن و آشكار است.
٥٠٣/ ٤ چهارم اينكه: اگر وجود وجود، مطلق از غير خودش باشد؛ بايد اين غير؛ وجود را به واسطه وجود پذيرفته باشد و اين محال است.
٥٠٤/ ٤ پنجم اينكه: مثل معقول اگر براى تمام ماهيات كلّى ثبوت دارد- اين همان چيزى است كه ما بدان اشاره كردهايم- و اگر تنها براى انواع ثبوت دارد- يعنى همان مثل افلاطونى- جايز است كه وجود مطلق براى موجودات مقيد نوع باشد.
٥٠٥/ ٤ و اينجا اشكالى شده و آن اينكه: وجود شدت و ضعف دارد؛ ولى ذاتى شدت و ضعف ندارد، چون مقدار قابل اعتبار در آن- در تقويم ذات- اين است كه اگر در مقام ضعف زايل شد؛ ذات باطل مىگردد، پس ضعف؛ خود بطلان است و اين خلاف فرض است، و اگر زايل نشد؛ زايل از عوارض ذات است و ضعف در برخى از عرضيّات آن مىباشد نه ذاتيّات آن، و اين همان مطلوب است.
٥٠٦/ ٤ گوييم: وجود اينگونه است (يعنى شدت و ضعف دارد) يعنى وجودات خاص اضافى (همه موجودات كون) نسبتهاى وجود مطلقاند كه از نسبتهاى تعينات اسمائى جنسى و يا نوعى و يا صنفى و يا شخصى و يا مرتبى روحانى و يا مثالى و يا حسّى پديد