ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٨٧ - اصل چهاردهم در تعين صورت كرسى - پس از تعين صورت عرش
مىبخشد- نمىدهند، جز آنكه آنها داراى روحانيتى لطيف در فلك اطلس- كه سقف بهشت است- هستند كه به آنها كلام- يعنى حروف فعلى (و يا فكرى)- بر اهل بهشت باقى مىماند.
٦٠٥/ ٤ اما حروف لفظى؛ براى آنان از نفس همين فلك است كه درآنند، ولى خيلى شيرين و لطيفتر از اين كلام معمولى است، چون آنها- آنجا- به واسطه روحانيت خالص انجام مىگيرد؛ مانند شكل ما در بهشت بر بهترين و معتدلترين نشأه، پس استعداد نيك و فيض روحانى نتيجهاى كه مناسب آن (نشأه) است مىبخشد، و از اين فلك؛ رودخانهها و نسيمها و درختها و حور و كاخها و پسركان و خوردن و آشاميدن و نكاح و انتقالها از حالى به حالى- بر اهل طبيعت- در بهشت جارى است، جز اينكه امر؛ در عين حاملان و قابلان- براى حفظ اعتدال- ثابت است و هيچگاه دگرگونى نمىپذيرند، ولى صور و حالات و شكلها و مزهها و جامهها و نكاحها و اعراض بر آنان دگرگونى مىپذيرد.
٦٠٦/ ٤ اين چيزى بود كه از كلام شيخ اكبر رضى الله عنه- در صفت فلكهاى چهارگانه دائمى (از كتاب عقلة المستوفز)- بيان داشتيم.
٦٠٧/ ٤ اگر گويى: عبارات حضرت شيخ قدس سره در كتاب مفتاح الغيب و تفسير و فكوك و شرح حديث و غير اينها مشعر به اين است كه فلك ثابت دايم عرش و كرسى است و بهشت بين آن دو مىباشد، يعنى موافق آنچه كه در حديث آمده: سقف بهشت عرش رحمان است و گودى كرسى و آنچه تحت آن است طبقات دوزخ است، و اين كه جرم و جسم كرسى عبارت از اعراف است، پس مطابقت بين اين و آنچه كه شيخ اكبر رضى الله عنه در اينجا و در فصوص و غير اينها بيان داشته كه افلاك اوّلين ثابت دايم چهاراند چگونه است؟
٦٠٨/ ٤ گويم: همان طور كه ظاهر لفظ حضرت شيخ قدس سره دو فلك است- نه غير اين- همينطور ظاهر لفظ شيخ اكبر رضى الله عنه هم اين است كه آنها فلكهاى چهارگانه از هم جدا و اجسام ضد يكديگراند، از اينروى گفت: معرفت و شناخت آنها جز به واسطه كشف و يا خبر درست (نبوى) امكانپذير نيست و از راه رصد آگاهى بر آنها ممكن نيست، و همينطور بيان شارح (فصوص) جندى- در تعيين عرش و كرسى- مشعر بر اين مطلب است كه گفته: آنها چهار فلك از هم جدا و اجسام ضد يكديگراند، ولى شارح (قصيده تائيه فارضيه)