ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٢٨ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
مجموع آن دو (يعنى قضا و قدر) كرده چيزى نيست، زيرا ظهور تفصيلى (كه در قدر است) ازلى نيست، و گذشته از اين تعيّن احكام از خصوصيات حقايق و مراتب آنها- همانگونه كه گذشت- مىباشد، نه از جانب حق متعال آن چنان كه او است، زيرا شأن او فيض است و ظهور؛ موافق با نسبتهاى علم او است.
٥٦٣/ ٣ حقيقت اينكه: عنايت او- اگر چه به گونهاى ديگر تفسير شده- مجاز است و حقيقتش در نزد ما افاضه نور وجودى او است بر آن كس كه در آينه عين (ثابت) او نمودار مىگردد؛ و حضرت علمى صورت آن (نمودار آينه عين و يا غيب) است كه عبارت از نسبت معلوميت او مىباشد كه (آن نمودار) استعداد و آمادگى قبول ايجاد و مظهريت او را دارد- ولى به حسب همان استعداد- چون به اعتبار آن استعداد است كه بهره و نصيب ايجاد تعيّن مىپذيرد، پس خداوند متعال از جهت حقيقت غنى و بىنياز خود و اطلاق ذاتيش با هيچ چيزى همانندى ندارد؛ يعنى: لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ (١١- شورى) است، ولى از نظر تعلقش به موجودات و نياز موجودات در وجود به او؛ و متوقف بودن خصوصيت ظهورش در هر مظهرى بر نسبت معلوميت آن (مظهر) نزد او؛ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ (١١- شورى) يعنى: همو شنوا و بينا است، پس اوّلى به ظاهر تنزيهى است كه متضمن تشبيه است- به سبب تصوير مثل بودن- البته اگر كاف (كمثله) را در آيه غير زايد بدانيم، و دومى به ظاهرش تشبيهى است كه متضمن تنزيه است- به سبب حصر- زيرا حقيقت شنوايى و بينايى و مطلق آن دو خاص او است، بلكه عين او است، چنان كه در بطن هفتم اوايل كتاب گفته آمد[١].
٥٦٤/ ٣ و مناسب است كه در اينجا به حقيقت فيض و اقسام تنزيه اشاره شود:
٥٦٥/ ٣ نخست اينكه حضرت شيخ قدس سره در كتاب نفحات گويد: فيضى كه از حق تعالى به آنچه كه به نام غير ناميده مىشود مىرسد عبارت است از صورت صفت اكمل بودن حق تعالى، و اين حكمى است كه زايد بر كمال ذاتى است، و هم چنان كه كمال هر ظرفى به واسطه پر شدن آن ظرف است و اكمل بودن آن ظرف به آنچه كه پس از پر شدن افاضه و
[١] - بلكه شنوايى و بينايى در بطن هفتم عين ذاتاند و هر يك از آن دو عين ديگرى است، زيرا بطن هفتم اختصاص به صاحب ارث محمدى دارد.