ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٧٩ - اصل سيزدهم در تعين معقول بودن مرتبه جسم كل و صورت عرش
فرورفتن در درجات اكمليّت است، فرورفتنى كه مستلزم استهلاك در خدا باشد، استهلاكى كه موجب غيب شدن (محو شدن) بنده در غيب ذات پروردگارش باشد و ظهور حق از او در هر مرتبهاى از مراتب الهى و كونى در هر حال و فعلى كه از حيث كمال الهى او به او نسبت داده مىشود و يا از جهت اين بنده به پروردگارش نسبت داده مىشود، و هر كس كه اين حالت او را حاصل شود و به آنجا بيانجامد كه بداند نسبت تمام كون به او نسبت اعضا است به او و نسبت قوا به صورت او؛ و از مقام سفر به سوى خدا گذشته و از او به خلقش بازگشته و سفر در خدايش- نه تا پايان كه پس از آن حق را وكيل مطلق بگيرد- باقى مانده است؛ در آن حال مىگويد: پروردگارا! تو در سفر مصاحب و همراهى و در خاندان (من) خليفه و جانشين (من) هستى، مرا در سفرم در تو كافى هستى و عوض از من و از هر چيزى هستى و نيك وكيلى مىباشى- و ستايش مر خداى جهانيان را- پايان سخن حضرت شيخ قدس سره.
٥٧٦/ ٤ و اهل اين مقام جامع كه كاملان و همرديفان آنان از متمكّناناند، بين دو دسته اولىاند، چون اينان عالم را آنگونه كه اهل شهود حالى نفى مىكنند؛ نفى نمىكنند، و آنان دسته دوماند كه جهت تعدّد و اسباب آن را نمىدانند و عالم را آنگونه كه محجوبان اثبات مىدارند؛ اثبات نمىدارند، و آنان دسته اولاند كه مطرح نظرشان نخست و بالذات حجاب بودن حقايق است و دوم و به واسطه آنها (حقايق) و از آن سوى آنها حق سبحان است- البته به حسب آنها (حقايق)- پس در واقع مرئى آنان؛ آنها (حقايق) اند نه او (تعالى)- البته به حسب پندارشان و از حيث تنزيه او از احكام منافى توحيدشان- سپس «كل» بين آن دو واسطه است، با اينكه به حق سبحان- به «الاه» بودن و استناد اثرگذارى و حقيقت وجوب به او- و به عالم- به مألوه بودن و استناد اثرپذيرى و عدم بودن امكانى به آن- اعتراف دارند، سپس ارتباط بين آن دو به واسطه دو آينه است از دو طرف؛ و با امتيازشان بين حق؛ به احديت ذات مطلق او و بين غير او؛ به فزونى مظهريات اسماء و صفات او بطور تفصيل و اجمال مىباشد، و يا بين حق؛ به احديت جمع و وجود و بين غير او؛ به تفصيل احوال ذاتى او و تحصيل شئون صفاتى او؛ و ثبوت امتياز از جهت آنچه كه در صدق اصل تميّز كافى است مىباشد. پس وحدت وجود در همگان- از حيث حقيقت احديت او- منافى تعدّد او از حيث مظاهر نسبتهاى او و مجالى