ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٤٥ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
كه: تو آينه اويى و او آينه احوال تو؛ گفتهايم صادق است.
١١١٣/ ٤ چهارم اينكه: احكام ممكنات- يعنى احكامى كه نسبت دادنشان به حق تعالى از آن جهت كه خودش خودش است (مرتبه غيب ذات) درست نيست- از بعضى به بعض ديگرشان اتصال مىيابد، ولى در حق تعالى- از آن حيث كه نور و وجود است- ظاهر مىشود، و هيچ ظهورى جز به واسطه نور وجود نمىباشد، و او از آن حيث كه او است (مرتبه غيب ذات) نه قيد برمىدارد و نه تعدد مىپذيرد و نه معدوم مىشود و نه حدوث پيدا مىكند و نه تغيير مىيابد، چون تمام اينها احكامى است كه به يكايك ممكنات مىپيوندد ولى ظهور آنها به واسطه حق تعالى است، پس احوال در حق متعال دگرگونى نمىآورد بلكه حق در احوال خود به موجب: كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ، يعنى: هر دمى او در كارى است (٢٩- رحمان) دگرگونى مىآورد.
١١١٤/ ٤ پنجم اين كه: صور موجودات مظاهر نسبتهاى علم اويند، يعنى صور كيفيات علمى كه از آنها تعبير به حقايق مىشود، و حقايق در وجود ظاهر نمىگردند مگر پس از جمع آوردنشان با شرطهايى چند، پس (صور موجودات) صور كلمات نفسى رحمانى او نيز هستند، و اين به حسب يك يك موجودات است.
١١١٥/ ٤ اما تمام موجودات؛ مطلقا صور مرتبه علم او و مظهر واحدى هستند كه مشتمل بر تعيّنات متعدد نسبى مىباشند- ولى براى حقيقت نفس احديت او- حال دانسته مىشود مثال واقع در وجود؛ موافق اصل الهى است؛ يعنى نوشتن خارجى و نطق انسانى؛ صورت كتابت و نوشتن الهى است كه عبارت از ايجاد مىباشد؛ و اينكه كتاب قولى مطابق كتاب فعلى الهى و شالوده استوار آن است؛ از اينروى حكيم (محكم و استوار) ناميده شده؛ همچنان كه كتاب فعلى مبين ناميده شده است. و در نوشتن دوات و مركب دوات است و سپس حروف پنهان در آن (مركب دوات) و پس از آن كاغذ نوشتن است و بعد قصد به آن است و در پايان حاضر آوردن آنچه را كه نيت نوشتن آن شده، در نطق و سخن گفتن هم كار چنين است؛ يعنى علم سخنگو و ذهن او و سپس حروف و كلمات پنهان و مجمل در او و پس از آن نفس و بعد صورت و سپس قول و پس از آن قصد به گفتن و در پايان حاضر آوردن آنچه را كه نيت گفتن آن شده.