ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٤٣ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
امرى كه مقتضى كلام است؛ از پى اراده خاص پيشين قدرت لاحق را آشكار مىسازد و از برخورد آن دو (اراده و قدرت) كلام تولد مىيابد، پس كلام به مرتبه نسبت داده مىشود، لذا در مرتبه اولين به نام (كلام) معنوى ناميده مىشود، و كتاب نوشته شده از اين كلام اولين آلى الهى غيبى عبارت از ارواح مىباشد، و مفهومات خطاب حق مر آنها را آنگونه كه بيان داشته حاصل است، يعنى از تفاوتى است كه از مراتب و وسايط لازم آمده؛ و نيز حكم حال جمعى و غير اينها را كه در مقدمه بحث نكاحها گفته آمد لازم مىآورد.
١١٠٤/ ٤ و پس از اين كلام آلى الهى معنوى؛ كلام روحانى است، و آن برخورد قواى روحانى است از حيث قيامشان به ارواح- نه از آن حيث كه قواى مجرداند- چون آنها به اين اعتبار معانى معقولاند، و اين برخورد ملاقات ارواح است در مرتبه جزئى از مراتبى كه از مرتبه جمع و وجود به حسب مقام روح متكلم منشعب و متفرّع شده است، و آن است كه داراى ميل نخستين مىباشد كه به قوه حقيقت جامع؛ پيرو باقى است، و به حسب مقام ارواح ديگر بين آنها و بين باقى ارواح مخاطبه واقع مىشود و بعضى از آنها از بعض ديگر- به سبب ديدن هر يك از آنها ديگرى را- آنچه در نفس ديگرى است؛ به موجب مناسبت بين آنها- كه برطرف كننده حكم تعدد كه مستلزم پوشيدگى و امتياز است- مىفهمد.
١١٠٥/ ٤ و اين بدان جهت است كه نيازمند به مخاطبه؛ حكم مباينت (ضديت) كه بين دو مخاطب وجود دارد و هر يك را از شهود آنچه ديگرى دربردارد مىپوشاند بر او غالب است، پس در رسانيدن آنچه كه در نفس متكلم است به مخاطب- كه ادراكش از نفس متكلم بر او پنهان است- نيازمند به كار گرفتن ادوات و ابزارى است كه به سبب آنها تفهيم واقع شود و حكم اشتراك قوى شده و حجابى كه حكم مباينت (ضديت) و امتياز را لازم كرده بود برطرف گردد، بنابراين به واسطه قوه مناسبت و يا مباينت در كارگيرى ادوات و آلات براى رسانيدن و فزونى بخشيدن كمى مىگيرد، و پيش از اين گفته شد كه ادوات آلى حروفى هستند كه بدانها نفس رحمانى تعيّن مىيابد، و در كلام انسان زبان است كه مظهر آن مىباشد.
١١٠٦/ ٤ اگر گويى: دانسته شد كه مراتب تعيّن كلام نسبت به انسان سه است: معنوى و سپس روحانى خيالى و پس از آن حسّى ظاهرى، پس كلام رقمى چيست كه گفتهاند: