ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٧٣ - اصل سيزدهم در تعين معقول بودن مرتبه جسم كل و صورت عرش
حيث اين حقايق ظاهر در آنها است، و جهانيان در مشاهده حق تعالى از اين مجالى بر سه دستهاند:
٥٥٢/ ٤ دسته اول محجوبان و پوشيدگان از حقاند، چون حق را از آن سوى حجابيت و پرده اين حقايق و امثال آنها مشاهده مىكنند، ولى مشاهدشان به حسب اين حجابها و پردهها است- نه به حسب حق- و مىپندارند كه معلوم ايشان همين حقايق (موجودات) است و ديده شده آنان صور اين حقايق و موجودات است، و پندارند كه حق تعالى نه ديده شدنى است و نه معلوم؛ جز علمى اجمالى كه مستند آنان در وجودشان است و آن اينكه او يگانه و يكتا است- و امثال اين از احكام تنزيه- براى اينكه در توحيدشان مفاسد و تباهى راه نيابد، و اينان اگر افعال اختيارى را به خداوند- جز به اعتبار خلق كردن او مر وسايط را و مقدّر كردنش آنان را بر آنها (وسايط)- استناد ندهند؛ قابل گفتگو نيستند و با آنان سخنى نداريم، چون اينان در حكم مشركانى هستند كه مىگفتند: فلان ستاره براى ما باران آورد.
٥٥٣/ ٤ شيخ اكبر رضى الله عنه در كتاب عقلة المستوفز گويد: اينها اسباب (جمع سبب) هايى هستند كه خداوند به واسطه آنكه پيش از اين در علمش رفته؛ آنها را قرار داده و بندگانش را بدانها مىآزمايد، پس هركس كه فعل را بدانها نسبت دهد به آنها مؤمن است و به خدا كافر، و هركس فعل را به خدا نسبت دهد به خدا مؤمن است و بدانها كافر، چون شرع و عقل هر دو دلالت دارند كه جز خدا فاعلى نيست و حديث باران دلالت بر اين دارد كه فرمود ٦: آيا مىدانيد پروردگارتان چه فرمود ... تا پايان حديث[١].
٥٥٤/ ٤ و اگر تمامى افعال را از جهت خلق به خداوند؛ و از حيث كسب به واسطه استناد دهند؛ يعنى به واسطه نسبت دادن فعل به خداوند- به حكم ايجاد و ابداع- و به مخلوق- به حكم توجه و برانگيختگى و كسب- از اين حديث اين چنين برمىآيد كه او مؤمن به خدا و ستارگان است؛ به واسطه موافقت او مر حق تعالى را در نسبت يافتن فعل به ما- با اينكه او خالق آن است-.
[١] - سخن شيخ اكبر- ابن عربى- رضى الله عنه اينجا پايان مىپذيرد. م