ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٦٢ - فصل دوم از باب كشف سر كلى كه به نام وصل ناميده مىشود و آن در تعين مظاهر كلى
ارواح مثالى اقتضاى ظهور (حكم) كند؛ صورت آن مانند عرش و كرسى است؛ و يا با دو فلك ديگر (فلك بروج و فلك كواكب) كه به واسطه نزديكى آنها به مرتبه ارواح، پيوسته ثابتاند و به سبب لطافت كليّتشان قبول خرق و التيام (پاره شدن و به هم پيوستن) نمىكنند، و اگر ظهور حكم آن از حيث اجتماع اين بسايط اقتضاى ظهور كند؛ صورت حاصل آمده فروتر و غليظ و متراكمتر از آن (كليّت) است و در جزئيت داخلتر، و آن مرتبه عنصريت است، چون پس از آن مرتبهاى جز اين نيست، و ظهور حكم طبيعت در عرش و امثال عرش به اعتبارى است و در آنچه كه در تحت كرسى است به اعتبارى ديگر.
٨٤٨/ ٤ لذا آنچه كه (حضرت شيخ قدس سره) در بحث نكاحها و مرتبه طبيعت- از حيث ارتباط و ظهور حكمش در اجسام- بيان داشته اشاره به دو نوع اول است، اين بدان جهت است كه در هباء اول كه به نام هيولاى كل ناميده مىشود؛ يكى از مراتب نكاح- از وجهى- پايان مىپذيرد، و از عرش تا گودى فلك ستارگان- كه خود يكى از دو وجه اعراف است كه منتهى به حكم جهنّم مىشود- حكم نكاح دوم- از وجهى- پايان مىپذيرد، اين بدان جهت است كه مقصود او- (قدس سره) از نكاح اول اجتماع حقايقىاند كه پديده آورنده صور ارواح نورى و يا مثالى مىباشند، و مرادش از نكاح دوم اجتماع ارواح پديد آورنده صور اجسام بسيط- يعنى عرش و كرسى- مىباشد، و از آنروى گفت از وجهى، كه اگر اجتماع اسماء ذاتى براى پديد آوردن مطلق صور وجودى اعتبار شود؛ اين دو؛ نكاح دوم و سوم مىباشند.
٨٤٩/ ٤ و دو نوع ديگر چيزى است كه حضرت شيخ قدس سره در فك فص عيسوى گفته: چون مقام جبرئيل در سدرة المنتهى است؛ و آن مقامى برزخى است كه بين عالم طبيعت عنصرى و بين عالم طبيعت كلى ثابت؛ كه اختصاص به عالم مثال و عرش و كرسى و آنچه كه بر آن اشتمال دارند مىباشد، صورت جبرئيلى كه بدان صورت مىآمد، مشتمل بر خواص آنچه كه بالاى سدره و هرچه كه در تحت سدره است مىباشد، اما زنده كردن عيسى ٧ مردگان را؛ به واسطه غلبه روحىاى بود كه در وى سرشته شده بود، و خلق او مر صورت او را؛ عبارت از نسبت حاصل از صورت جبرئيلى است، و هركس