ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٢٦ - وصل سوم در بيان وجوه آن دو
قيامت بنويس؛ مجمل گرفته است و به اين جهت قلم اعلا ناميده مىشود، و اين جهت آن؛ عبارت از نفس محمدى است كه بدان اشاره كرده ٦ و فرموده: سوگند به آن كسى كه نفس محمد به دست او است.
٣٧٩/ ٤ سوم: حامل بودنش مر حكم تجلى اوّل را و منسوب بودنش به مظهريت آن در نفس خود، از اين جهت؛ عبارت است از حقيقت روح اعظم محمدى ٦ و نور او- به اعتبارى-.
٣٨٠/ ٤ اما لوح محفوظ داراى شش وجه معنوى كلى مىباشد:
٣٨١/ ٤ نخست: هيئتى اجتماعى؛ از شعاع نور افاضه شده و مضاف؛ و نيز از احكام ماهيات متعلق اين احكام به عالم ارواح بودن است كه اين هيئت حاوى دو دسته از كلمات فعلى و قولى مفصل است؛ بهگونهاى كه هيچ چيزى كه در وجود وارد مىشود؛ تا پايان قيامت از آن خالى نيست، و به اين اعتبار- كل شئى- در بيان الهى ناميده شده و فرموده: وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ، يعنى: و براى او (موسى) در آن لوحها از هر چيزى (كل شئى) ثبت كرده بوديم (١٤٥- اعراف).
٣٨٢/ ٤ دوم: توجه داشتنش است به موجد و پديد آورندهاش و مدد و يارى گرفتنش است از وى- بدون واسطه- كه از اين جهت روح مضاف به مقام «الهيت» ناميده مىشود، و اين همان (روح مضاف) است كه از آن ارواح مضاف به كاملان- بدون واسطه- و به غير كاملان با واسطه روحى جزئى از او كه به نام ملك و فرشته ناميده مىشود پديد مىآيد[١].
٣٨٣/ ٤ و يا آنكه با واسطه قلم اعلا است، و آن وجه سوم است و بدان سبب لوح محفوظ ناميده مىشود.
٣٨٤/ ٤ چهارم: فرود آمدن و ظهورش است از حيث برخى جهاتى كه حقيقتش بر آن اشتمال دارد، يعنى مفصل و نقش شده به صورتهاى مثالى و حسّى بسيط و مركب و به صورت عرش و يا كرسى و آسمانها و زمينها و آنچه كه بين آنها وجود دارد، از افلاك و
[١] - در متن« ينتج» است- يعنى نتيجه مىدهد، و ما آن را پديد مىآيد ترجمه كرديم. م