ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤٨١ - اصل چهاردهم در تعين صورت كرسى - پس از تعين صورت عرش
«خلق» است كه تعيّن عينى وجودى او صورت تعيّن علمى نسبى او؛ و بلكه صورت تجلى احدى- به حسب استعداد تعيّن علمى- مىباشد، و «حق» است بدون حلول و اتحاد و انقسام كه به احديّت حقيقى دائمى ثابت است- اگرچه در حال لحوق احكام باشد- و نيز در او؛ امتيازى است غير آنچه از امتياز حسّى و يا خيالى و يا مثالى كه به واسطه ثبوت و تحققش تعقل مىشود، البته اگر ما عدم حسّ و يا ذهن و يا خيال را كه عبارت از امتياز دادن بين شئى از جهت نفس ذاتش و بين او تعالى از حيث صور نسبتها و صفاتش است فرض كنيم.
٥٨١/ ٤ و در او وحدتى است غير آنچه كه از وحدت عددى جنسى و يا نوعى و يا شخصى و يا وصفى و يا ذاتى منطقى و يا عرضى و يا غير اينها فهميده مىشود، و در او كثرتى است غير كثرتى كه مقابل وحدت است، بنابراين وحدت اطلاقى او وحدتى است كه نه مقتضى وحدت عددى است و نه منافى كثرتى كه مقابل وحدت است، بلكه بر حال خودش؛ با هر تعيّن و امتياز دادن و كثرت و وحدتى باقى است، پس نسبت بين مطلق و مقيداتش؛ و بين باطن و صور ظاهرش را بفهم، و كار حق را محدود در آنچه كه به گوشت خورده مكن؛ يعنى اين كه با خلق مباينت و دورى دارد، و منحصر در آنچه كه ديده مىشود مكن؛ يعنى اينكه محصور و محدود در برخى (از مقدسات) است، مانند محدود كردن مسيحيان (خدا را) در حضرت مسيح ٧ كه گويند: خدا همان مسيح فرزند مريم است، و اين بيان شگفتى است، يعنى نسبت به كسى كه از مرز حدود اطلاق حق گذشته باشد و يا نزد خداى رحمان وجه معروف و محصورى اتخاذ كرده باشد؛ دور است، و نسبت به كسى كه از مرز حدود نگذشته باشد و نزد خداوند عهدى نداشته باشد؛ نزديك است، بلكه به ذات و حقيقت؛ سرور و سيّد است و به فعل و شريعت و حال و طريقت بنده.
اصل چهاردهم در تعيّن صورت كرسى- پس از تعيّن صورت عرش-
٥٨٢/ ٤ گوييم: سپس از حق- چون مبدأ هر ظهورى است- و به او- يعنى به واسطه تجلى او كه سارى در مراتب است و به واسطه آنچه كه پيش از اين گفته شد- مراتب الهى و