ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢١٦ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
علمى است، چون هر يك از اينها شأن عقل عاقل و توجه انتها پذير زايل شونده است، چگونه مىتواند احاطه به ازلى ابدى كامل داشته باشد؟
٥٣١/ ٣ و چون دانسته شد كه حجاب و پوشيدگى او امتياز حقيقتش است، پس او به كمال حقيقت خود و نور عزّت خويش از تمام خلق خود- به واسطه وجوب نقصان هر يك به سبب امكان حقيقت و ظلمت عدمى خود- محتجب و پوشيده است، به طورى كه بطون او به واسطه بساطت- يعنى به سبب نهايت ظهورش- پوشيده است و ظهورش به سبب پوشيدگى تركيب و حجاب عين بطونش است، و اين شگفتترين شگفتىها است، و اين حكمى است كه شامل كامل از آن دسته و ناقص و روى آورنده بدو- به گمان خويش- و روى برگرداننده است، چون هيچ گريزى براى مخلوق از جهت امكانى كه اصل نقصان و تغيير و نو شدن است نمىباشد.
٥٣٢/ ٣ اگر گويى: با محال بودن اين ادراكها خردمندان را چه ملاكى است (چگونه رسد) كه تنزيهات مسلّم عقول را بپذيرند؟
٥٣٣/ ٣ گوييم: تمام تنزيهات آنها از جهت افكارشان سلبى است و بهرهاى از شناخت حقيقت او ندارد، با اين كه آنها اگر به نهايت آنچه كه در وسع خودشان است برسند- نه آن چه كه شايسته جلال و سزاوار قدس و كمال او است- به واسطه متناهى بودنشان دون مرتبه او و مندرج در تحت اويند، و هر چه از غير متناهى جدا شود؛ نسبتش با آنچه كه باقى مانده نسبت متناهى است به نامتناهى، و (ملاك پذيرش تنزيهات مسلم عقول) براى اين است كه (عقل) آن سوى پرده است، بر عكس آنچه كه به واسطه كشف براى صاحبان خرد ادراك مىشود.
٥٣٤/ ٣ سپس گوييم: منشأ و اصل تعلق علم او به عالم؛ از عين علم او است به ذات خودش، چنان كه گفته شد: او خودش (يعنى ذاتش) را به خودش (به ذاتش) مىداند و اشيا را به عين علم خودش به خودش مىداند، و تحقيق اين مطلب نياز به تحقيق حقيقت علم دارد، البته آنگونه كه حضرت شيخ قدس سره در كتاب نفحات- در نفحهاى كه متضمن تعريف حقيقت علم است- بيان داشته.