ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٥٠ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
محبوب است و از اين جهت صاحبش را سرزنش كرده و در مراتب بهيمى و حيوانى رهايش مىكند؛ بر عكس بيان رسول خدا ٦ كه فرمود: از دنياى شما سه چيز براى من دوست داشته شده: عطر و زن و ... تا پايان حديث.
٦٥٦/ ٣ سپس بدان كه برترين مراتب آثارى مرتبهاى است كه بين ارواح عالى كه فرشتگان مقرباند مىباشد، سپس آنچه كه بين نفوس آسمانى و فرشتگان (موكل بر) طبيعت عنصرى و غير عنصرى است مىباشد، سپس آنچه كه بين نفوس ناطقه- به حكم مناسبات روحانى- مىباشد، سپس آنچه كه بين ملكوت موجودات عنصرى است مىباشد كه خواه مانند جمادات پنهان است و خواه مانند حيوانات ظاهر، بنابر اين در وجود هيچ چيزى نيست جز اين كه داراى عشق و محبت است، براى اين كه هر يك را كمالى است كه آن كمال؛ محبوب او است؛ و چون تجلى تكرار پذير نيست گويى هر كمالى خاص و خالص آن فرد است؛ و تمام كمالات در واقع خاص خداوند متعال است.
٦٥٧/ ٣ بدان كه از قواعدى كه دانستن آن در اينجا مفيد و با ارزش است قاعدهاى است كه حضرت شيخ قدس سره در كتاب مفتاح الغيب بيان داشته و آن اين كه: هيچ چيزى غير خودش را بدون مناسبت طلب و جستجو نمىكند؛ و آن (مناسبت) همان امر جامع بين آن دو است كه با هم در آن اشتراك دارند؛ اشتراكى كه موجب برطرف شدن امتياز و جدايى مىگردد؛ البته نه مطلقا؛ بلكه از جهت آنچه كه هر يك از آن دو به آن امر جامع همانندى پيدا مىكنند و از آن جهت كه در آن با هم اشتراك دارند، و براى هر مناسبت ثابتى بين طالب و مطلوب رقيقهاى بين آن دو است كه آن مجراى حكم آن[١] (مناسبت) و صورت آن (حكم) مىباشد[٢]. كه گاهى از يك طرف و گاه ديگر از دو طرف پديد مىآيد، از طرف بنده با حق تعالى؛ به نام توجه به وسيله سير و سلوك به سوى حق تعالى- به گمان سالك- و يا به سوى آنچه كه از او مىباشد[٣] ناميده مىشود، و از طرف حق تعالى به نام تدلّى و تنزل به سبب دوست داشتن و اجابت ناميده مىشود.
[١] - و اين نيز از جذبه الهى در حضرت اسمائى براى عين ثابت سالك است كه موجب جذبه و كشش ملكى است، و ما اصابك من حسنة فمن الله، هر چه خوبى به تو مىرسد از جانب خدا است.
[٢] - يعنى مجراى صورت حكم، يعنى اين رابطه مظهرى براى حكم مناسبت است.
[٣] - يعنى از حق تعالى؛ و آن تجليات و قربات و امثال اينها است.