ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٠٥ - مقام چهارم در اقسام شهود حق سبحان به حسب انقسام تعينات اسمى او
كه مىپندارند تعيّن جزئى براى مشاهده حق- اگر عقلى كه هيچ امكانى در آن جز به يك وجه نيست واسطه نباشد- جايز نيست.
٨٥٦/ ٣ اين شهود وجودى عيانى است و نسبتش در اين امر به قلم اعلا و بعد از قلم اعلا برابر است. آرى! در ذات قلم اعلا كه خود معنايى است جامع و فراگير تمام حقايق؛ صور آنها را از حيث لوازمش مشاهده مىكند، و در وجود لوح محفوظ و آنچه از آن دو نازل شده- مانند عرش و كرسى و غير اين دو- صور آنها را مفصل مشاهده مىكند[١]، مانند شهود فرزندان آدم ٧- شهودى تفصيلى- هنگامى كه آنها را از پشتش ظاهر ساخت، چنان كه فرمايد: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ، يعنى: و چون پروردگارت از فرزندان آدم- از پشتهاشان- فرزندانشان را بياورد و آنها را بر خودشان گواه كرد كه آيا پروردگار شما نيستم؟ گفتند آرى! گواهى مىدهيم تا روز رستاخيز نگوئيد كه از اين نكته غافل و بىخبر بودهايم (١٧٢- اعراف) و آوردن «ذات» در قلم اعلا و «وجود» در لوح محفوظ و پس از آن؛ آگاهى دادن بر اين نكته است.
٨٥٧/ ٣ و قسم سوم از اقسام شهود عبارت از شهود در مرتبه امكان است و آن دو نوع است: جزئى و كلى، جزئى عبارت از تعلق علم است به چيز جزئى در مرتبه علمى- از حيث صلاحيّت آن براى قبول توجه الهى و تعيّن وجودى- خواه اين شهود بستگى به يك سبب و يا سببهاى فراوانى داشته باشد، و اين شهود اين چيز است در مرتبه امكان آن چيز. و كلى عبارت است از مطلق اين تعيّن (و يا تعلّق) به گونهاى كه بيان شد، و اين شهود اشياء است به طور اطلاق در مرتبه امكان، پس فرق بين شهودهاى سه گانه اين كه؛ اين شهود به حسب نسبت علمى نه به حسب امور وجودى- مانند دومى- تكثر و فزونى مىپذيرد.
[١] - يعنى شهود در مرتبه قلم اعلا؛ شهودى كلى كه تعلق به صور اشياء- از آن حيث كه لوازم آنند- دارد، و در مرتبه لوح و پس از لوح شهود صور آنها است بطور مفصل، و اين كه مصنف قدس سره در مفتاح فرموده: نحوهما( مانند آن دو) عطف بر قلم است، چون عرش مظهر قلم است، پس كلمه در عرش واحد است و اشيا در آن به گونه اجمال مصوراند، ولى كرسى مظهر لوح است و كلمه در آن تقسيم مىپذيرد، لذا محل تدلّى قدمين است و اشياء در آن به گونه تفصيلى مصوراند، و اگر( نحوهما) عطف بر لوح باشد، يعنى صور اشياء در اين سه مفصلاند.