ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٨٨ - اصل هفتم در كشف و آشكارى راز مطلوب اجمالى
آمده نمىباشد، و آن عين موجود است، پس موجود عين كلمه موجد و پديد آورنده است.
٢٤٣/ ٤ اگر گويى: كلمه او عين او است، پس موجود هم عين موجد است؟
٢٤٤/ ٤ گويم: كلمه او عين او است- وقتى كه مانند صفات نسبت به او پيدا كند- اما به اعتبار امتياز نسبى آن و نسبتش به حقيقت كونى قابل- از آن جهت كه قابل و پذيرا است- عين او نيست، چون از بيان حضرت شيخ قدس سره نقل شد كه گفته: وجود براى غير حق ذاتى نيست، از اين سخن دانسته مىشود كه وجود براى غير حق ثابت است؛ ولى نسبى و اضافى است، بنابراين هر وجودى او را به حقيقت و ذات است و غير او را به نسبتها و اضافات.
٢٤٥/ ٤ سپس (گوييم:) اصل كلمات حق و ماده و خميرمايه آنها اين وجود سارى است كه به نام نفس رحمانى ناميده مىشود، هم چنان كه اصل كلمات انسانى عبارت از نفس است كه به حكم طبيعت سارى و جارى است، لذا تشبيه به آن شده، و همانگونه كه حروف علمى و وجودى- يعنى حقايق بسيط- متعدداند، و نيز كلمات علمى و وجودى- يعنى حقايق مركب- به حسب فنون برخورد و تقاطع نفس رحمانى و استقرار وجود منبسط در مراتب مخارج (حروف) كه حقايق كلى بسيطاند متعدداند، يعنى به حسب تركيب علمى و سپس حسّى در اصل وجود؛ به حسب آنچه كه در خور او از استقرار معلوم به واسطه كشف و روشن كردن حق تعالى كه فرموده: فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ، يعنى: قرارگاهى و تنگگاهى (٩٨- انعام) همينطور حروف و كلمات لفظى در ما از جهت حسّ و ذهن متعدد است، چون ما مخلوق بر صورت الهى هستيم و اين مطلب براى اهل كشف و حجاب معلوم و مشخص است، از اين روى همانگونه كه نفس انسانى مشتمل بر حروف و كلمات و آيات و سور و قرآن و فرقان است، همينطور نفس رحمانى در موجودات مشتمل بر حروف و كلمات و آيات است كه دلالت بر كمالات موجد و پديد آورندهاش؛ و احوال او نزد آنان و احوال آنان نزد او؛ و در آن چه كه بين آنان است؛ و سورههايى كه عبارت از دستهاى از آن آياتاند؛ و قرآنى كه عبارت از مجموع مجمل آنها (آيات و سور) و فرقانى كه مفصل است دارد، اين را نيك بينديش.
٢٤٦/ ٤ شيخ جندى گويد: پس دانسته شد كه: أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً- وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً، يعنى: (مضمون آيه) خداوند از جهت علم به همه اشياء احاطه دارد- و تعداد