ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٨٦ - پايان سخن و سخن پايانى
كاملان كه به نام اقطاب ناميده شدهاند دارد، و عرش محيط به اين عرشهاى ظاهرى گفته شده- جز نفس قدسى- نشأه انسانى طبيعى عنصرى- از حيث مرتبه جسمش- مىباشد كه شامل حكم اين عرشها است، اما از حيث باطن: عرش شامل و فراگير؛ نفس كامل است، پايان سخن حضرت شيخ قدس سره.
٤١٧/ ٥ سپس گوييم: و از علامات و نشانههاى انسان كامل تمكّن و توان او است از اجتماع به هر خلقى از مرده و زنده كه بخواهد؛ البته تا زمانى كه حق تعالى براى او اجتماع را معيّن و مشخص كرده است، و اجتماع بر دو صورت است:
٤١٨/ ٥ يكى اين است كه محل استقرار آن كس كه اراده اجتماع با او را دارد مىنگرد و به صورتى كه در اين مقام و عالم دارد تلبّس و آميزش مىيابد، براى اينكه كامل را در هر موطن و مقامى صورتى مناسب آن (موطن و مقام) است كه با آن (شخص) اجتماع مىيابد، و چون مدت حكم اراده و قصدش از اين اجتماع پايان پذيرفت؛ بر رقيقهاى كه رابط بين اين صورت و بين صورت جامع او به صورتش است فرود مىآيد.
٤١٩/ ٥ و دوّمى كه برتر مىباشد اين است كه چون اراده اجتماع با كسى كرد- اگرچه در مردگان باشد- به مقامى كه در آنجا قبض روح شده و به محل استقرارش در برزخ نظر مىافكند، در اين حال از باطنش صورتى روحانى مثالى انشاء و ايجاد مىكند و آن را بر رقيقهاى كه برقرار كننده مناسبت رابطه بين او و آن مقام و محل است سريان مىدهد و درخواست حضور مطلوب را مىكند، مطلوب از روى ميل و رغبت- اگر واقف به كمال او باشد و در بازداشتگاههاى برازخ گردش داشته باشد- فرود آمده و در صورتى روحانى مثالى كه حالش اقتضا مىكند برايش حاضر مىشود، و اگر در بازداشتگاههاى برازخ آزاد نبوده و گردش نداشته باشد، به زور جبر و به صفت درخواست كننده و قهر او فرود مىآيد، و اگر كار بين دو كامل واقع شده باشد (يعنى اراده اجتماع)، بستگى به قوىتر و كاملتر بودن هر يك از آن دو از جهت حال؛ و به حسب ادبى كه بين آن دو مراعات مىشود دارد. اما آن كس كه كامل زمان است؛ از حيث سلطنت و غلبه حاضرش داراى دولت و گردش است، چون صاحب منصب است و در حالت درگذرنده و ثابت مطلقا متمكن و توانمند است. و از اين