ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٢٦ - سئوال چهاردهم تقابل دو نسخه به دو ذوق چگونه دانسته مىشود؟
براى استعدادهاى ازلى غير مجعول آنها؛ نسبت به امتيازهاى واقع كه متصف به ظهوراند، پس مجالى؛ صور رنگهاى قديماند كه عبارت از شئون اصلى تجلى كننده است، چنانكه تعدّد اين يك مجلا به واسطه تعدّد آن شئون است كه به سبب ترتيب و زمان معيّن از خصوصيات رنگهاى استعدادى پديد مىآيند؛ اين دو نيز خود از جمله احوالاند كه آثار بدانها اضافه و نسبت داده مىشود، مانند نفس شئون و نفس يك مجلا كه به حسب آنها (شئون) متعدد است.
٢١٤/ ٥ سپس (گوييم:) انسان مجمع مظهريّات مجالى است كه حكايت كننده باطن خوداند، پس (انسان) بر دو حكايت كننده اشتمال دارد، و بسنده كردن بر اين مقدار ذوق اوّل را- از دانستن تقابل- تحقق مىبخشد، و ذوق دوّم كامل از دانستن تقابل عالى تمام حصول پيدا مىكند و آن اينكه: هر يك از بطون و ظهور نسبتاند و تحقق و اعتبارى جز نسبت به مدارك ما ندارند و متحقق جز حق واحد احد يكتا نمىباشد و كل (موجودات) عين اويند.
٢١٥/ ٥ سپس گوييم: تحقيق اين مطلب نياز به مقدماتى چند دارد:
٢١٦/ ٥ نخست اينكه مرتبه امكان كه به نام بحر كونى و مرتبه كون ناميده مىشود؛ در حقيقت سايه وجود حق است، چون حق است كه به نور ذاتى خودش ظاهر است و اين مرتبه به واسطه اشراق او بر آن (مرتبه) و توجه او به آن ظاهر است، و اين بدان جهت است كه ظهور او به حسب آن (مرتبه امكان) مىباشد و همين معنى سايه بودن است كه در بيان الهى آمده: أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَ، يعنى: آيا نمىنگرى كه پروردگارت چگونه سايه را گسترانيده و امتداد داده است؟ (٤٥- فرقان) يعنى سايه تكوين و وجود را بر حقايق قابل، يعنى ببين كه چگونه آن را به حسب آنها (حقايق قابل) ظاهر مىسازد نه به حسب خودش- وگرنه تفاوتى نبود-
٢١٧/ ٥ دوم اينكه سبب امتداد اين سايه توجه خاصّى است از مرتبه هويت، يعنى خصوصيّتى پيدا شونده كه برانگيزاننده طلب كمال جلا و استجلا در صورت انسان كامل است، و اين توجه به سوى «عماء» است كه تفسير به نفس رحمانى احدى و صورت وجودى مطلق شده و آن- يعنى «عماء»- مرتبه اين انسان كامل مىباشد؛ و همانطور كه گفتيم آن را (يعنى نفس رحمانى و «عماء» را) جز او شهود نمىكند، و نيز توجه به سوى نقطه مركزى است