ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٢٥ - سئوال چهاردهم تقابل دو نسخه به دو ذوق چگونه دانسته مىشود؟
صورت «رحمان» است، و شكى نيست كه بين ظاهر و مظهر تقابلى است كه اقتضاى محاذات و برابرى و حكايت كردن يكى مر ديگرى را- بين آن دو- دارد، ولى ظاهر شئون خاص اوّلى است؛ اگرچه اصل مقصود دومى است، و دو معنى احتمال دو جواب به دو ذوق را دارد:
٢١٠/ ٥ اما به ذوق اوّل: دانستن اين كه انسان مجموع آن چيزى است كه در عالم است و آن (عالم) تفصيل صورت مرتبه امكانى است كه مقال مرتبه وجوبى الهى است (دانستن اين انسان) فراگير دانستن نسخه انسانى مقابل مرتبه الهى بودن است، همچنان كه نسخه بودنش اقتضاى حكايت كردنش مر نسخه عالم را اقتضا دارد.
٢١١/ ٥ اما به ذوق دوم: دانستن اينكه وجود عالم و وجود انسان عبارت است از تعيّن تجلّى احدى جمعى الهى به حسب آن (تعيّن) كه شهود اين صاحب ذوق اقتضا دارد كه عالم و نفس عالم عين حق تعالى باشد، مانند شهود حق تعالى مر نفسش (خودش) را از مرتبه انسان كامل پس از تحققش به كمال، حال چگونه متضمن فراگير حكايت كردن- كه در دو موضع اعتبار شده- نمىباشد؟
٢١٢/ ٥ جوابش اينكه: مقابله اعتبار شده بين نسخه آدم و عالم و يا بين نسخه انسان و الهى كه به دو وجه آن را درخواست دارد و نيز جمع بودن انسان بين مرتبه الهى و كونى و اين كه او برزخ بين دو مرتبه است و همينطور «عماء» كه مرتبه انسانى است؛ سخنى مجمل و كوتاه است و تا ندانى كه مراد از آن چيست كار بر تو پوشيده شده و گمانهاى تباه كه موجب كفر و يا بدعت است- از حلول و اتحاد و تجسم و غير اينها- درباره خدا مىشود، و همينطور موجب گمانهاى فاسد به صاحبان اين سخن و به اسرار و رازهاى آن از اراجيف باطل؛ مانند اينكه گفتيد مسيح و عزير پسران خدا و فرشتگان دختران خدايند مىشود كه خداوند از آنچه ظالمان مىگويند بسى برتر و والاتر است.
٢١٣/ ٥ بلكه سزاوار است كه معنى مقابله بين نسخه الهى و كونى را بدانى كه ظاهر حق تعالى يك مجلاى باطن او است و او به باطنش متجلّى در ظاهرش است و جامع حضور بين دو مرتبه مىباشد، براى اينكه غيب هويت حق تعالى از حيث اطلاقش به نام باطن ناميده مىشود و مرتبه امكان به واسطه رنگ قديميش كه از آن (باطن) امتياز دارد به معنى سايه است