ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٨٠ - پايان سخن و سخن پايانى
٣٩٨/ ٥ و از آن جمله اين كه حكم به حسن و قبح عقلى[١] را در مدركاتش ترك مىكند، چون همه آنها از آن جهت كه فعل حق است و بدون مصلحت واقع نشده حسن و نيكو است، بلكه اصلا تمام آنها را از لباس احوال بيرون آورده و به غير خودش تبديل مىكند، و اين به واسطه تعشّق و تقيّد نداشتن او است به حالى معيّن و مشخص، اينها به واسطه پرده معنوى و غفلت قلبى كه مانع از كمال احساس به آنچه كه ظريفتر و برتر از معلوماتى كه براى او پس از كمال ادراك آنها آشكار مىشود نيست.
٣٩٩/ ٥ و از آن جمله احاطه علمى است به تمام مراتب پنجگانه اصلى و اسماء ذاتى كلى؛ به طورى كه اصل مسلك هر گيرنده از خدا را به واسطه ظاهر و يا باطنش مىداند، و صورت استناد اين مسلك را به آن اصل الهى و آنچه برايش از جانب او حاصل شده و آنچه كه باقى مانده تا با شروطش بگيرد مىداند، اين علامات و نشانههاى كمال است، و اگر پس از تحقق و ثبوت به كمال در درجات اكمليّت بالا رود و از مقام كمال- از حيث تعين مخصوصش به صاحب احديت جمع- بگذرد، يعنى از اول تا پايان آن درجات گذر كند، چون آغاز درجات كمال- همانگونه كه گذشت- قرب نوافل است و ميانين آن قرب فرايض است و پايان آن- كه امكان بيانش هست- مرتبه تمحّض (خالص شدن) از غير خدا است، و تشكيك به واسطه تردّد بين دو طرف مىباشد.
٤٠٠/ ٥ در تفسير (حضرت شيخ قدس سره) آمده كه: بين مرتبه «كنت سمعه و بصره» و بين مرتبه كمال كه متضمن خليفه و وكيل كردن تمام؛ از جانب خليفه كامل نسبت به پروردگارش در آنچه كه حق او را در آنها خليفه قرار داده- با زيادت و افزونىاى كه اختصاص به ذات بنده دارد- مراتبى مانند مراتب نبوت و پس از آن رسالت و بعد خلافت- خاصه و عامه از هر سه- مىباشد. سپس گويد: حال گمانت به درجات اكمليت كه آن
[١] - متكلمان گويند اشياء را حسن و قبح ذاتى است و بعضى امور مانند كمك به همنوع ذاتا حسن دارند و بعضى مانند ظلم كردن به غير قبيحاند، برخى ديگر اشياء را داراى حسن و قبح ذاتى نمىدانند و گويند حسن و قبح از امور اعتبارى است، امرى ممكن است نسبت به شخصى قبيح و نسبت به شخص ديگر نيكو باشد، بر اين فرض مسأله عدالت و ظلم؛ نسبى خواهد بود، در هر حال قول محقق اين است كه بعضى از امور ذاتا قبيح و بعضى ذاتا حسناند. م