ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٣٥ - فصل اول در تعين اول
اكبر ناميده شده و شريعت به نام مقام «او ادنى» از آن تعبير مىكند، براى اينكه باطن مقام «قاب قوسين» يعنى دو قوس وحدت و كثرت و يا قابليت و فاعليت و يا وجوب و امكان مىباشد، و برخى از آنان (عرفا) تعبير به حقيقت احمدى كردهاند، چون آن نور او است كه آشكار كننده رتبه او بوده و قلب تقى نقى او صورت جمعيت وى مىباشد، همچنان كه مزاج اشرف اعدل او صورت جسمانى وى مىباشد، و به اين مطلب ٦- اشاره كرده و فرموده:
اولين چيزى كه آفريده شد نور من بود.
٣٤/ ٤ سپس (فرغانى) گويد: اين تجلى اول متضمن كمالى است كه عبارت از حصول آن چه كه شايسته است- آنچنان كه شايسته است- مىباشد و آن دو قسم است: نخست كمالى ذاتى در اين جا هست كه در مبداء رتبه دوم حيات[١] مىباشد كه ملازم آن غناى ذاتى است؛ و آن شهود ذات است مر خودش را از حيث وحدتش به تمام شئونش- نزولى و عروجى و دنيايى و آخرتى- شهود مفصل است در مجمل- دفعى و يكباره- مانند شهود مكاشف در يك دانه و هسته؛ خرما و ميوههاى بىشمار را. ديگرى كمال اسمائى است و آن عبارت از ظهور ذات است براى خودش از حيث تفصيل اعتباراتش، يا ظهور مفصّل است و يا مجمل بعد از تفصيل؛ از حيث مظهر شأن كلى جامع كه عبارت از انسان كامل حقيقى است، و فرق بين آن دو اينكه اين «به شرط شئى»- و بلكه اشياء- است و تحقق كمال ذاتى مطلقا بدون شرط است.
٣٥/ ٤ و از احكام تجلى آنكه در آن از حيث كمال ذاتى اعتبار وجودى مىشود كه حقيقتش عبارت است از ادراك عين خودش را در خودش و يا در غير خودش؛ يا غير خودش را در غير خودش، و نيز (از احكام تجلى) اعتبار نور است كه عبارت از آشكار كننده پوشيده شده، و (نيز اعتبار) علم است كه عبارت است از ظهور عينى براى عينى ديگر، و (نيز اعتبار) شهود است كه عبارت است از حضور با مشهود، يا از حيث كمال اسمائى كه از جهت اصل و فرع تعلق به آن (كمال ذاتى) و ديگر اسماء دارد، و از شرط آن تميّز و مظهر و مرتبه و غيريّت به نسبى و يا به حقيقى به حكم محل داشتن است كه يا مانند ظروف؛ صورى باشد و يا
[١] - يعنى كمال ذاتى باطن حيات كه مبداء رتبه دوم است مىباشد، و چون كمال ذاتى به رتبه دوم فرود آمد؛ نخست به حيات و سپس به ديگر صفات اسماء تعيّن مىيابد.