ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٤٨ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
نمىباشد؛ در اين صورت (محبت) حالى است، چنان كه در حال وجد و سماع بين دو نفر آشكار مىشود و به واسطه پايان يافتن آن حالت پنهان مىگردد، و يا آنكه براى آن (معنى) دوام هست.
٦٤٧/ ٣ و يا آنكه حكم مرتبه- حال تحقق نسبت حبّى- ظاهر و غالب است؛ در اين صورت (محبت) مرتبتى است، هم چنان كه بين دو مؤمن از جهت ايمان وجود دارد، و از آن جمله متحابون فى الله (دوستىشان براى خدا) مىباشند، وگرنه مانند ديگر تعلقات و وابستگىهاى حبّى محبت صفاتى است.
٦٤٨/ ٣ و چون حال و فعل و مرتبه بازگشت به صفات دارد، بنابر اين اصل آن (محبت) صفاتى است، پس محبت محدود در دو قسم مىشود: ذاتى و صفاتى، جز آنكه فعل به صفت؛ خصوصيت شديدترى دارد، براى اين كه صفت[١] تكوين بر آن قرار گرفته است، لذا قسم سوم جدا مىشود و محبت تقسيمش- مانند تقسيم تجلى- سه گانه مىشود، اين بيان (فرغانى) بود.
٦٤٩/ ٣ بدان كه بيان شده در ادبيات (رابعه) دو قسم است:
٦٥٠/ ٣ نخست ذاتى است، يعنى آنچه كه در مرتبه احديت است، و آن نه قابل و صفت است و نه رسم، بلكه آن (محبت) عين ذات است و از آن- مانند ديگر حقايق اصلى- امتياز و جدايى ندارد، و در اينباره گفته شده:
|
عشق از ادراك مردان |
و از تعريف جدايى و وصال برتر است |
|
|
هرگاه چيزى از خيال برتر شد |
از فراگيرى و همانندى نيز برتر مىشود |
|
٦٥١/ ٣ رسول خدا ٦ فرموده: در نعمتها و پديدههاى الهى انديشه كنيد و در ذات الهى مطلقا مينديشيد.
٦٥٢/ ٣ دوم صفاتى است، يعنى اسمائى در مقام واحديت، و آن مانند ديگر صفات از ذات امتيازى نسبى دارد، و آن از امور وجدانى و ادراكى است و آنچه كه قوم در تعريفاتشان بيان داشتهاند جز آگاهى دادن به لوازم و يا برخى اعتبارات آن نمىباشد، چنان
[١] - براى اين كه اثر صفت فعل در مفعولها آشكارتر و روشنتر از غير آنها از صفات مىباشد، براى اين كه بيشتر اسماى الهى به اين صورت سه گانه- اسماء ذات و صفات و افعال- ظاهر شدهاند.