ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٩٩ - اصل هفتم در كشف و آشكارى راز مطلوب اجمالى
برانگيزاننده عشقاند پديد آمد؛ مطلوبى را كه مىطلبيد يافته[١] و متعلق آن برايش تعين پيدا مىكند و هنگام تعين طلب كونى نسبت اراده تعيّن پيدا مىكند- تا اراده شده تعيّن يابد-.
٢٨١/ ٤ سپس نسبت قدرت به حسب خودش؛ با تمام آنچه كه موقوف بر آن است- و آن همان سه بود كه گفته شد- تعين مىيابد و در نتيجه ظهور مطلوب- به واسطه تعين يافتن دو مقدمهاش كه هر يك از آن دو از دو مفرد تركيب يافته- تعيّن مىيابد، تمام اينها براى ظهور وجودى عينى است، و اين سرّ به برهان «لمّى»- براى ظهور علمى- سرايت كرد، مانند اين است كه گفته شود: تجلّى حبّى احدى، حىّ است و عالم است و درخواست ظهور دارد، و هر چه كه اينگونه باشد ظاهر مىگردد؛ البته اگر قابل- يعنى درخواست كننده به زبان استعداد خود مر مظهرش را- تعين پيدا كند، پس تعين پيدا كرد[٢]، و آن سرّ هر نتيجهگيرى- به حسب وجود و علم- مىباشد، پس طلب و درخواست- به واسطه رفت و آمدنش بين تجلى فاعلى- به منزله صغراى قضيه است و تعين قابل به منزله كبراى قضيه است و تعيّن نسبت اراده به منزله حد وسط مشترك مىباشد، اين همان اصلى است كه تعبير از آن به برهان «لمّى» شده، چون طلب الهى بر طلب كونى پيشى دارد و مقتضى آن است، همچنان كه در بيان حضرت شيخ قدس سره ثابت شد و سخن صديقه صغرا (رابعه عدويه)- پس از بيان حب ذاتى و صفاتى- اشاره به اين مطلب دارد.
|
مرا نه در آن و نه در اين هيچ سپاسى نيست |
ولى ترا هم در آن و هم در اين سپاس است |
|
٢٨٢/ ٤ و اين مناسبت با مظهريت بنده و قرب فرايض دارد، و تو مىتوانى اعتبار صغرا و كبرا را عكس (مستوى) كنى و گويى: هر ماهيت كونى كه قابل و داراى استعداد تام است درخواست ظهور آنچه را كه از حق حىّ عالم جواد بالذات خواسته دارد، و هرچه كه اين گونه باشد ظاهر مىگردد؛ به واسطه تعيّن اراده و قدرت خداوند سبحان، و اين مناسب برهان «ان» و آينگى وجود نسبت به احوال خلق و قرب نوافل مىباشد.
[١] - و از حق تعالى به حكم آنچه از اثر تجلى حبّى سارى شده ظهور عين خودش و آنچه از كمالاتش را كه در آن است درخواست مىكند.
[٢] - اين يك قضيه منطقى است، يعنى تجلى حبّى احدى ... صغرا، و هرچه كه اينگونه باشد ... كبرا، پس تعين پيدا كرد، نتيجه آن است. م