ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٩٦ - سئوال چهارم چگونه انسان پديد آمده است؟
مىباشند، و حقيقت جامع الهى نسبت به ديگر حقايق اينگونه است، و آن اسمى است كه جامع تمام اسماء ديگر است و هر يك از آنها مشمول و فراگرفته آن اسماند. و يا به اعتبار وجود است، براى اينكه وجود هرچيزى چون عبارت از تعيّن حق است از دو حيثيت او؛ پس كلّ تعيّن و كلّ وجود او مربوط به حق است و «كل» صورت واحد حق گرديدهاند و لذا هر يك از آن دو بعضى از كلّاند، پس هر تعيّن و وجودى بعض تعيّن و وجود اويند كه به واسطه تعدّد نسبتها تعدّد پذيرفتهاند، و اگرچه در ذات خداوند احدىاند.
١٢٤/ ٥ و اما تحقيق درنگ او و همراهيش با امرى كه در هر آسمان و عنصرى فرود آمده است؛ به حسب رتبه اوّليّت وجودى و مرتبه متعيّن او در علم حق تعالى است كه احديت اراده از آن (گرفته شده) است؛ و او را (احديت اراده) بر غير خودش برتريش داده و مشخصش كرده و با قدرت؛ ارتباط او را- به حكم آنچه كه مناسب او است و آن را از اسماء درخواست مىدارد- آشكار ساخته است، و اين- چنان كه بارها گفته شده- از بيان حضرت شيخ قدس سره در تفسير است كه: حكم در اشيا خاص مراتب است نه اعيان وجودى از حيث وجودشان، و هرچه كه به آنها اضافه و نسبت داده مىشود به اعتبار ظهور حكم مرتبه آنها است، براى اينكه اثر از مراتب به دو اعتبار حصول پيدا مىكند: اعتبار حكم جمعى احدى كه سارى است؛ و اعتبار اغلبيّت كه تابع اوّليت است، چون غلبه به سبب احاطه است و به سبب اوّليّت ظاهر مىگردد، و خاتمه عين سابقه و انجام همانند آغاز است:
١٢٥/ ٥ سپس گوييم: هنگامى كه امر الهى وجودى انسانى به عالم مولّدات اتصال يافت؛ اگر از كاملان باشد؛ احدى سير است؛ يعنى باز نماندنش از سير؛ تا آنكه در عالم شهادت ظاهر شود و بالا رود و به درجه كمال برسد، پس احدى سير بودن او به واسطه شناختن دو امر دانسته مىشود: نخست چگونگى سير او است و دوم مقدار بازماندنش.
١٢٦/ ٥ اما اولى كه در مرتبه نباتات است داراى وجوهى است:
١٢٧/ ٥ نخست اينكه نبات صورتش را از تباهى در سلامت دارد تا نموّ و رشدش تمامى گيرد و در كاملترين صورت نبات ظاهر گردد.
١٢٨/ ٥ دوم اينكه در موضع مناسب روحانيتش و در مسكن پدر و مادرش برويد.