ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣١٠ - و اما خاتمه تمهيد كلى جملى در بيان متعلق طلب ما به اجمال است و اين كه به كدام اعتبار مراتب استكمال بىپايان مىباشد
نيست، و در علم اصول (فقه) بيان شده كه «او- يا» در محلّ نفى به معنى «و لا- و نه» مىباشد، پس هر دو سئوال با هم دفع مىشوند[١]، و اين برعكس «و او[٢]» است چون (و او) براى جمع آن دو مىباشد، پس هر دو سئوال رد مىشوند.
٨٧٧/ ٣ بيان دوم در بيان معنى الوهيت است كه عبارت از اسم مرتبه مىباشد.
٨٧٨/ ٣ گفتهاند: آن عبارت است از حقيقت احديت جمع تمام صفات حسنى[٣] و اسماء عليا، و غزالى و بسيارى از صاحب نظران به اين سخن تمايل پيدا كرده و گفتهاند: براى جمعيت اين (اسم الله) تصور مشاركتى در آن به هيچ وجه- نه از جهت حقيقت و نه از راه مجاز- نمىرود و ديگر اسماء به اسم «الله» نسبت مىيابند، و به واسطه اين دو امر (يعنى جمعيت و عدم تصوّر مشاركت و نسبت يافتن ديگر اسماء بدان) شباهت به اين دارد كه همان اسم اعظم باشد.
٨٧٩/ ٣ و گفتهاند: آن احديت جمعيت تمام معانى مذكور[٤] در اشتقاق اسم «الله» است كه عبارت از ذات اين احديت است، و اين هنگامى درست است كه الوهيت از لفظ جلاله «الله» اشتقاق يافته باشد؛ نه از اصول معانى آن (به واسطه نداشتن جمعيت).
٨٨٠/ ٣ و وجه و علتش اين است كه: حق سبحان از آن جهت كه افاضه كننده وجود بر هر موجودى هست و مبداء كل مىباشد؛ داراى رفعت و بلندى ذاتى و مرتبه و شرف و وجود ذاتى است، نه بلندى به سبب مكان، بلكه از باب «لاه» به معنى ارتفاع و بلندى يافتن است، و به واسطه كمال كبريا و عظمتش از خردهاى بشرى پوشيده است، يعنى «لاه» به معنى احتجاب و پوشيدگى هم هست، و او ملجأ و پناهگاه همگان و فريادرس همه است، چون «اله» به معنى
[١] - چون از جهت نفى امكان از آن تمام توحيد فهميده مىشود و از جهت نفى وجود از آن وجود الوهيت لازم مىآيد.
[٢] - يعنى« او» به معنى يا در فارسى است و در محل نفى به معنى« و لا- و نه» مىشود، ولى اگر گفتيم: لا اله فى الوجود و الا مكان الا الله، و او براى جمع مىآيد، يعنى در وجود و در امكان جز الله نيست و هر دو يك مفهوم تمام توحيد است. م
[٣] - چون از جهت نفى امكان و وجود- هر دو- مستلزم نفى امكان است- بدون اين كه موجود باشد- و محتمل است كه ممكن باشد و موجود- از جهت خارج- نباشد، پس از آن تمام توحيد مفهوم نمىشود. و اما سئوال دوم، يعنى امكان الوهيت در استثنا شده بدون لزوم وجود؛ ورودش محل تأمل و پنهانى است، چون در اين حال براى استثنا شده امكان و موجوديت با هم جمع مىآيد، پس تأمل كن.
[٤] - يعنى از رفعت و احتجاب و ملجأ و تحيّر و وله و غير اينها، نه احديت جمع تمام صفات و اسماء- چنان كه پيش از اين گفته شد-.