ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٦٦ - مقدمه سوم
نسبت افعال به حق تعالى- از جهت اصالت و از حيث احديت جمع آن- درست است و از چه جهتى نسبتش به او از آن حيث كه متعدد است درست مىباشد، اين چيزى بود كه حضرت شيخ قدس سره گفته است.
مقدمه سوم
٣٦٨/ ٣ وحدت از جهت ديگرى به حقيقى و عددى تقسيم مىگردد:
٣٦٩/ ٣ وحدت حقيقى وحدتى است كه موقوف با مقابله كثرت- نه از جهت عقلانى و نه از ناحيه وجودى- نمىباشد، و اين يا ذاتى است و يا نسبى، ذاتى كه همان احديت است عبارت از چيزى است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير بدان اشاره كرده و گفته: واحد فقط براى خودش واحد است؛ يعنى بدون تعقل اين كه وحدت صفت و يا حكمى براى او باشد، بلكه خودش براى خودش است، و بين غيب هويت و اين تعيّن فرقى جز خود تعيّن نيست- اين سخن او بود- بنابر اين مرادش از وحدت؛ وحدت ذاتى است كه در حق تعالى- و يا پس از سريانش در غير او- اعتبار گرديده، براى اين كه يا عين ذات و يا مقتضى خود ذات و يا لاحق بدون واسطه- مانند عدد- مىباشد.
٣٧٠/ ٣ اما وحدت نسبى عبارت است از وحدت نسبتها و يا احكام؛ ولى به سبب نسبتش به ذات؛ نه به سبب اعتبار مفهومات آن[١] لذا وحدت وصفى و فعلى را فرا مىگيرد، و اين همان وحدتى است كه حضرت شيخ قدس سره دربارهاش گفته: حكم ديگر واحد اين كه:
خود را به خودش مىداند و وحدت و مرتبه و علم خود را بدان مىداند و اين كه وحدت نسبت و صفت است مىداند و اين نسبت؛ حكم واحد از جهت نسبتهايش است و از آن كثرت سرچشمه مىگيرد، و از اينجا نسبت تعلق حق تعالى به عالم و نسبت بىنيازى او از عالم از جهت اولى است[٢].
[١] - زيرا آن در مقام واحديت و حضرت اسماء و صفات كثير است، و اما حقيقتش واحد است- يعنى وحدت حق حقيقى است- كه منزّه از كثرات و احكام كثرات است.
[٢] - يعنى از جهت وحدت حقيقى ذاتى.