ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٥ - فصل اول در تقسيم علوم شرعى الهى به اصول اصلى و فروع كلى آن
است كه زبان آن مرتبه- چنان كه گذشت- من گوش و چشم او مىشوم؛ مىباشد، و اين اولين مراتب ولايت و آخرين مراتب احسان است.
١٧/ ٢ و از جهت بطون استعدادى (استقرارى) آن در قلب انسان قابل براى تجلى او بطن پنجمى است كه زبان آن: من فقط در قلب بنده مؤمنم مىگنجم[١]، مىباشد؛ و اين اواسط مراتب ولايت است.
١٨/ ٢ و از جهت جمع رحمانى آن بين ظهور و بطون در دايره صفات الوهى- كه عبارت از مفاتيح دوم براى برزخيت دوم است- بطن ششمى است كه آن ويژه اهل نهايات- كه كاملان و افراداند- مىباشد.
١٩/ ٢ و از جهت حضرت احديت جمع الجمع كل (مراتب)- متوحدة العين[٢]- بطن هفتمى است كه ذرهاى از آن- جز براى صاحب ارث محمدى- حاصل نمىشود و اين (بطن هفتم) خاص او است.
٢٠/ ٢ حضرت شيخ قدس سره در تفسير فاتحه گويد: بين مرتبه: من گوش و چشم او مىشوم؛ و مرتبه كمالى كه اختصاص به صاحب احديت جمع دارد؛ مراتبى چند است: از جمله: مرتبه نبوت و سپس رسالت و بعد از آن خلافت؛ يعنى رسالتى كه مقرون با شمشير باشد كه اختصاص به پيغمبران اولواالعزم دارد، هر يك از اين سه امر نخست به دسته و امتى خاص؛ و سپس به عموم[٣] از طوايف سه گانه منتسب است و پس از آن مرتبه كمالى است كه متضمن خليفه كردن تمامتر از جانب خليفه كامل (كه خود خليفه كامل) از جانب پروردگار سبحان خود است مىباشد حال گمانت به درجات كاملترى كه آن سوى كمال است چيست؟ پايان سخن او.
[١] - حديث قدسى است.
[٢] - اين همان تجلى ذاتى احدى است كه مخصوص محمدين است و پس از انتهاى سير سالك در بطن ششم و ظهور كمالات اسماء كلى الهى و اصول اسماء الوهى- كه در تعيّن دوم متعيناند- اجتماع و امتزاج بين اسماء ذاتى- كه مفاتيح اول غيب الهى و ثابت در تجلى و تعيّن اولاند- و بين اسماء كلى- كه در تعيّن دوم گفته آمد- واقع مىشود، و از اين اجتماع قلب تقى نقى احدى جمعى احدى متولد و حاصل مىشود كه عبارت است از صورت تعيّن اول و مظهر آن؛ و آينه و مجلاى وحدت حقيقتى جامع براى آن احديت جمعى بين تمام اسماء- از كليه و جزئيه و اصليه و فرعيه و ذاتيه و صفاتيه- و اين همان مقام اوادنى است و صاحب اين مقام داراى رياست و سرورى تام و مرجع و مبدأ است و از وى فيض به همه موجودات مىرسد.
[٣] - يعنى نبوت و رسالت و خلافت نسبت به عموم امّت- هم چنان كه در حضرت خاتم الانبياء ٦ هست-.