ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٣٣ - فصل نهم از فصول باب دنباله اين سر كلى است كه
ظهور در قابل مناسبت- به حسب مرتبه آن قابل- خواه روحانى باشد و يا مثالى و يا حسّى، و فرق بين آن دو (نقشگذارى و تجلى) اين است كه در نقشگذارى (و يا نقشپذيرى) فقط محل مورد نظر است؛ ولى در تجلى حال ادراك كننده در آن محل- يعنى تجلى شونده- است و (خواهى دانست) قبول چيست؟ و آن عبارت است از اشتمال بر مناسبت مظهريت كه مرتبهاش اقتضا مىكند، و (خواهى دانست) تلقى چيست؟ و آن مقابله در آنچه تحيّز (مكان) دارد مىباشد، و قصد و برابرى در آنچه كه تحيّز (مكان) ندارد مىباشد، و (خواهى دانست) حجب حائل چيست؟ و آنها صور كونىاند كه منحصر در جسمانى و روحانىاند؛ يعنى به واسطه اشتمالشان بر اختلاف شمار پراكنده و بر كثرت تاريك، و راز بيان الهى را خواهى دانست كه فرموده: وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ، يعنى: كارها يكسره به او بازگشت دارد (١٢٣- هود) يعنى از كثرت به وحدت، و (خواهى دانست) حجابهاى ظلمانى و نورانى كه در حديث آمده چيست؟ ظلمانى صور جسمانى است و نورانى صور روحانى، و در نفحات آمده:
ظلمانى اسماء سلبىاند و نورانى اسماء ثبوتى.
١٠٧٤/ ٤ گويم: اين (در حديث) به حسب ظاهر است و يا باطن، و آن (در نفحات) در مرتبه مطّلع، و (خواهى دانست) چه آنها را برطرف خواهد كرد؟ جلا دادن در اجسام و خالى كردن قلب از صور در ارواح است، و از اين خواهى دانست كه بين حجاب و محجوب هيچ واسطهاى جز نسبت اختلاف ادراك كننده و حكم او نمىباشد؛ چون اگر آن برطرف شود خود حجاب را شناخته و در نتيجه پروردگارش را خواهد شناخت و خواهد دانست فايده حضور و مراقبه قلب در اهل الله چيست كه در آن (قلب) امور مختلف درنمىآيد و پس از آشكار شدن حقيقت امر آن را تيره نمىكند، و متحقق به صفت وحدت كه مستلزم شهود و آگاهى و غير اينها است و بيانش به درازا مىانجامد مىشود، خلاصه اينكه تجلى فتحى الهى جز بر برطرف كردن مانع موقوف نمىباشد، تا جائى كه گفتهاند: هر كس بر خالى كردن قلبش چهار ساعت و يا سه ساعت (نجومى) مداومت ورزد، ناگزير او را يا فتح و يا ديوانگى و يا مرگ مىرسد، و آنچه كه امكان شرحش نيست رازى است كه بين تجلى كننده و تجلى شونده مىباشد؛ به ويژه پس از تجلى ذاتى و بعد از پنهان شدن تجلى شونده در ذات تجلى كننده، خدا مىداند و بس.