ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٣٠ - فصل دهم در قاعدهاى كشفى كه حكمش در اصول مسائل شريف جارى مىشود
نظر عقل- كمال است، زيرا آن حكم اسم «العدل» است كه مقام جمعيت الهى و ملاك كمالات انسانى روحانى و جسدانى؛ و جمعيت بين آن دو مىباشد.
نتيجهگيرى قاعده و بيان بازدهى آن ٢٣٨/ ٣ و آن از جهاتى چند است: وجه نخست آنكه: هر كس آن را شناخت راز آيات و اخبارى كه گمان تشبيه در آنها مىشود شناخته است، بنابر اين در پرتگاه تأويل- چون حقيقتا از جهت مظاهر هموست- و پرتگاه تشبيه- چون حق تعالى از جهت غيب احديت و كمال وجوبش از آنها منزه و دور است- نخواهد افتاد، و اين قاعده بنايش بر آن اصلى است كه بيانش از كتاب نصوص پيش از اين گفته آمد و آن اين كه: صفت ذاتى حق متعال احديت جمعى است كه آن سوى آن نه نسبتى و نه اعتبارى تعقل نمىگردد، و تحقق به شهود اين صفت و معرفت آن تماما بستگى به اين معرفت دارد كه حق تعالى در هر متعيّنى قابل و پذيراى حكم بر خود به واسطه احكامش است، با اين كه او در تعيّن محصور و محدود نشده و از آن روى كه او است؛ حين حكم بر او به تعيّن- به واسطه نارسايى ادراك- غير متعيّن است، و اين همان صورت علم حق است به خودش. اين سخن حضرت شيخ قدس سره بود. و از آن احكامى عالى و اصولى مطلوب دانسته مىشود:
٢٣٩/ ٣ نخست آنكه: هر متعيّنى از جهت دلالتش بر آنكه به تعين او تعيّن يافته عين او است، و اگر چه از جهت مفهوم تعيّنش غير او است[١].
٢٤٠/ ٣ دوم اين كه: هر اسمى در حال تعيّن؛ به واسطه تعيّنش نشانهاى مىشود نسبت به آنكه تعيّن ندارد؛ از جهتى عين مسمى است و از جهتى ديگر غير او است، چنان كه شيخ اكبر رضى الله عنه در فص ادريسى گفته است: اسم از جهت ذات عين مسمى است و از جهت آن
[١] - يعنى حقيقت تعين، مقصود اين كه متعيّن از جهت ذات و كمال عين او است و از جهت تعيّن و نقصان غير او است، و اين حكم جارى در اسماء و صور اسماء است كه آنها در نزد محقق عبارت از اعيان است و همينطور جارى در مظاهر كونى هم هست.