ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٢٨ - اصل شانزدهم در ظهور مولدات(سهگانه) به واسطه استحالات و دگرگونىها تا آنكه منتهى به فرود آمدن امر الهى به انسان كامل مىشود و به واسطه آن به اصل شامل باز مىگردد
بعد آن است قرار داد، لذا پايان معادن و آغاز نبات را كمات (دنبلان كوهى) قرار داد و پايان نبات و آغاز حيوان را درخت خرما قرار داد و پايان حيوان و اول انسان را بوزينه قرار داد تا ما نشأه انسان را انديشه كنيم، پايان سخن شيخ رضى الله عنه در كتاب عقلة المستوفز.
٧٤٩/ ٤ فرغانى گويد: چون با اين همه تكرار روشن شد نخستين چيز از غيب غيب كه تعيّن يافت نفس رحمانى وحدانى بود كه در آن فعل و انفعال مندرج است، بلكه اسماء و صفات و افعال هم مندرج است، به طورى كه عالم و علم و معلوم و فاعل و قابل در مرتبه نخستين- كه وحدت حقيقى جامع بين احديت و واحديت به نسبت برابر است- يكى بود.
٧٥٠/ ٤ سپس از عين آن؛ عين نفس رحمانى را در مرتبه دوم كه مرتبه اعتبارش است و به حكم واحديتش مشتمل بر تفاصيل نامتناهى كه متعلق به ابديّتش مىباشد معيّن ساخت.
٧٥١/ ٤ سپس در اين مرتبه دوم از حقايقش مرتبه وجود را كه به نام مرتبه وجوب ناميده مىشود- ناميدن شئى به نام لازمش- تعيّن بخشيد، و از شأن آن؛ وحدت حقيقى و كثرت نسبى است، لذا براى انتساب وحدت حقيقى به آن، به آنچه كه فعل و اثربخشى بدان انتساب مىيابد اختصاص يافت، بنابراين تمام اسماء الهى بدان انتساب يافت.
٧٥٢/ ٤ بعد در مقابل آن در اين مرتبه دوم مرتبه علم كه به نام مرتبه امكان ناميده مىشود- ناميدن به وصف آنچه كه در او است- امتياز پيدا كرد، و شأن آن- از حيث دربرداشتنش مر حقايق را- كثرت حقيقى و وحدت نسبى مجموعى است، و به واسطه شدت نسبت كثرت بدان؛ متعلقات آن اختصاص به قبول و انفعال يافتند، و چون در مرتبه وجوب از كثرت نسبى و در مرتبه معلومات از وحدت نسبى[١] هست، اوّلى را نوعى از قبول و انفعال است و دومى را نوعى از اثر بخشى و فعل است، و اين از حيث طلب استعدادى و سئوال و برآوردن سئوال است.
٧٥٣/ ٤ و اما مرتبه برزخيت اجمالى انسانى و تفصيلى «عمايى» آن از وجهى جامع بين آن دو است و حامل اين تجلى نفسى؛ كه جامع بين صفات الهى و حقايق كونى مىباشد، بنابراين مرتبه وجوب يكى از دو دست گشاده به رحمت او است، و به واسطه اختصاص آن به
[١] - اين اصطلاحات وحدت حقيقى و كثرت نسبى و وحدت نسبى و كثرت حقيقى و غير اينها را از كتاب: الاضافة الاشراقية فى شرح قصيدة الابداعيه خود توضيح و شرح لازم داديم، به تعليقات همين بخش- كشف سرّكلى- مراجعه شود. م