ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٨ - فصل چهارم در بيان موضوع و مبادى علم تحقيق و مسائل آن
١٠٤/ ٢ گوييم: علمى كه از هر جهت برترين و شريفترين علوم است چگونه داراى اين شرف و برترى نباشد؟ و آنچه كه درباره اين علم گفتهاند (تحت حكم موازين در نمىآيد) يعنى بسيارى موازين و وسعت دايره قوانين آن تحت موازين در نمىآيد؛ نه اين كه ميزانى ندارد، و نزد كاملان مبرهن است كه آن علم به حسب هر مرتبهدارى نوع مضبوطى از علم به تعينات آن (مراتب) بوده و به استناد به هر اسمى از اسماء الهى؛ اندازه مخصوصى از تجليات آن اسم مىباشد؛ و (اين علم) نسبت به هر فردى و هر موطنى (يعنى مرتبهاى) از آسمانىها و زمينىها و حالى از حالات دگرگون پذير و مقامى از مقامات راسخ و ثابت و وقتى از اوقات تازه و شخصى از اشخاص متعدد داراى قوانينى است كه حصولش ضبط شده و اصولش حفظ شده و فصلهايش از هم متمايز و جدايند كه بدان موازين مذكور و قوانين مضبوط متمايز و محفوظ؛ فرق بين انواع فتح حاصل مىگردد، يعنى ظهور به واسطه كمال علمى و غير آن، مانند فتح قريب كه عبارت از ظهور به واسطه كمالات روحى و قلبى؛ پس از عبور از منازل نفسى مىباشد، و خداوند در بيانش بدان اشاره فرموده: نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ، يعنى: نصرتى از جانب خداوند و فتحى نزديك (١٣- صف)
١٠٥/ ٢ سپس فتح مبين است و آن ظهور به مقام ولايت و تجليات انوار اسماء الهى است كه محو كننده و مفنى صفات روح و قلب؛ و برقرار كننده و مثبت كمالات سرّ است كه خداوند بدان اشاره كرده و فرموده: إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ، يعنى محققا ما فتحى مبين برايت پيش آوردهايم تا خداوند نارواى گذشته و آينده تو را ببخشد (١ و ٢- فتح) يعنى از صفات نفسى و قلبى.
١٠٦/ ٢ سپس فتح مطلق است (كه بالاترين فتوحات مىباشد) و آن تجلى ذات احديت و استغراق در عين جمع؛ به سبب فنا و محو تمام رسوم خلقى است كه خداوند بدان اشاره كرده و فرموده: إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ، يعنى: وقتى كه نصرت الهى و فتح آمد (١- نصر) و به اين قوانين فرق بين خواطر چهار گانه متحقق و ثابت مىگردد؛ و آنها خواطرى است كه بدون تكلف و رنج بنده بر قلب خطور كرده و وارد مىشود، و آنها القاآت يعنى خطابات و وارداتاند.