ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٩٧ - سئوال چهارم چگونه انسان پديد آمده است؟
١٢٩/ ٥ سوم اينكه حق تعالى افاضه و مقدّر دارد كه به پدر و مادرش و يا به يكى از آن دو اتصال يابد و (صورت) او را در وقت مناسب- براى مرتبه امر كه داخل در او است- و به موجب اسم «دهر» در عوالمى كه در سير بر آنها گذر كرده بگيرد.
١٣٠/ ٥ چهارم اينكه اين نبات در جسد پدر و مادر دگرگونى پيدا كند، يعنى كيلوس (مايعى شبيه شير كه حاصل از هضم غذا در معده است) و خون و منى (نطفه) شود و از نباتيّت به حيوانيت انتقال يابد و ماده صورتش از صلب (كمر و پشت مرد) به رحم (زن) منتقل گردد، و اين اولين ظهور تعيّن جمعى و ظهور حكم اسم جامع است در او- به طريق اغلبيّت-
١٣١/ ٥ پنجم اينكه انتقالش از مرتبه معدنى به نباتى مشتمل بر جهات سلامتى مذكور در اين انتقال- از نباتيت به حيوانيت- باشد.
١٣٢/ ٥ ششم اينكه در رحمى كه آغاز استقرار است پديد بيايد، چون پيش از آن مراتب استيداع است، چنانكه خداوند مىفرمايد: فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ، يعنى: قرارگاهى و تنگگاهى داريد (٩٩- انعام) و: نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ، يعنى: در رحمها قرار مىدهيم (٥- حج) يعنى به گونه معلوم كه در علم رسمى (تشريح) آمده؛ تا آنكه در عالم شهادت ظاهر شود و به درجه كمال برسد.
١٣٣/ ٥ اما بازدارندههاى مقدّر؛ مانند آفاتى كه نبات را پيش از تمامى تباه مىكنند؛ و مانند موانع گرفتن (در وقت مناسب) كه در اين صورت از او جدا شده و پس از آن در زمان ديگرى باز مىگردد و يا مانند اتصال يافتنش به نباتى پست كه از اعتدال دور است (مانند پيوند خوردنش به نباتى سمّى) و حيوان آن را نمىخورد و اگر بخورد آن حيوان را تباه مىكند، و يا آن را حيوانى مىخورد كه انسان آن حيوان را نمىخورد، و يا آنكه پيش از آنكه بخوردش تباه مىشود و مىميرد[١]، و يا اينكه انسان خورنده پيش از آنكه ماده (نطفه) در او تعيّن يابد بميرد، در اين صورت تحليل رفته و يا خارج مىشود، و يا اينكه اجتماع با مادر صورت نمىگيرد و يا مادر پس از اجتماع مىميرد و يا توان زادن را ندارد و يا فرزند مىميرد و غير اينها از امور بازدارنده كه امكان همه آنها هست.
[١] - يعنى آن حيوان پيش از آنكه انسان بخوردش تباه مىگردد.