ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٢١ - فصل نهم در اين كه اثر براى هر موجودى تنها از جهت وجودش نمىباشد
كه در حصول مرتبه الهى انضمامشان به وجود معتبر است كه بدان و به نسبتهاى آن (مرتبه الهى) كه تعبير از آنها به اسماء مىشود تعينات عينى بر مراتب خودشان از آن ظاهر گرديده است[١]. و حضرت شيخ قدس سره كه اين امر را توصيف به خفا و پنهان بودن نموده اشارهاى است به اضافه و نسبت دادن اين وسايط به آن دو جهت[٢]. و تمثيل حسى آن چنان كه گفته آمد تعين تابش از خورشيد در ديوار است- نه مطلقا- بلكه در مقام انضمام مقابله؛ كه مقابله خود نسبتى عدمى است.
٢١٧/ ٣ از اين روى گوييم: چون شأن عالم هستى منحصر بين وجود و مرتبه است و اضافه و نسبت اثر تنها به وجود- با آن وجوهى كه گفته آمد- غير ممكن است، اضافه و نسبت به مرتبه وجود مطلق تعين يافته است كه از آن تعبير به الوهيت شده و تفسير به بىنيازى از تمام اغيار گرديده و تمامى موجودات به سبب فقر و نياز (امكانى) بدو استناد دارند. از اين روى مشتمل بر جلال و جمال و كمال است، و مرتبهاش- چنان كه تحقيقش در آينده خواهد آمد- اين كه: موجوديت هر موجودى به واسطه وجود است و وجود وجود؛ بستگى به غير خودش ندارد؛ وگرنه دو وجود؛ با هم جمع مىآمدند، پس وجود به ذات خود موجود است؛ و هر چه كه وجودش به ذات خودش باشد؛ نسبت به تمام آنچه وجودش بستگى به غير خودش دارد الوهيت دارد، لذا بالوهيت و نسبتهاى اسمائى آن آثار- به دو اعتبار گفته شده[٣]- مستند مىگردد.
٢١٨/ ٣ و ما از آن جهت گفتيم شأن عالم هستى منحصر بين وجود و مرتبه است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير گفته: هر موجودى كه هست داراى ذات و مرتبه است[٤]، ذاتش به اعتبار اين كه محل حقايق تابعه است حقيقتش مىباشد، و مرتبه نيز حقيقتش مىباشد؛ ولى نه از جهت تجردش؛ بلكه از جهت معقول بودن نسبتهاى جامع آن؛ كه بين حقيقت آن موجود و بين وجود مظهر؛ كه حقيقت را ظاهر مىسازد مىباشد كه حقيقت به وجود واحد ظاهر
[١] - يعنى از حق تعالى تعينات عينى بر مراتب خودشان به واسطه الهى و نسبتهاى آنكه تعبير از آن نسبتها به اسماء مىشود ظاهر گرديده است.
[٢] - يعنى بعد ميت نفسى و به وجود علمى.
[٣] - يعنى اعتبار مؤثر بودن و زمينهسازى و شرطى بودن.
[٤] - اين تعريف مرتبه كونى است نه الوهيت.