ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٩٠ - مقام سوم در تقسيم اسماء به سه كلى كه عبارت از اسماء ذات و صفات و افعال است
از شبهاتى كه بزرگان اهل نظر از حل آن ناتوان بودند برطرف مىگردد؛ مانند الفاظ قرآنى كه:
حروف و اصواتى مترتب و حادثاند، با اين كه اگر كسى منكر شود كه آنها كلام الهىاند و يا آنكه (همان حروف) فرو فرستاده شده كافر است، مانند اقتضاى قديم بودن: إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً، يعنى: ما نوح را فرستاديم (١- نوح) قدم نوح لازم مىآيد[١].
٨٠٠/ ٣ و تحقيق دفع آن اين كه: قدم هر حادثى نسبت به حضورش با تمام كليات و جزئياتش با وجود حق تعالى- حق متعالى كه او را از آن جهت كه او است نه قيدى به زمان دارد و نه حال- و نيز آگاهيش بر اين حضور- يعنى آگاهى لازمى كه مطلقا از ذاتش تفكيك و جدايى ندارد- قابل انكار نمىباشد.
٨٠١/ ٣ تأنيس و پيوند دادنش از جهت عقل- نخست اين كه: در بيان خواجه نصير الدين طوسى قدس سره گذشت كه: معلومات عالم مقيد به زمان و يا مكان نبوده و تمامى معلومات با تمامى نسبتهايشان نزد او حاضراند و او بر همه آنها آگاهى دارد.
٨٠٢/ ٣ دوّم آنكه در حكمت اشراق و غير آن ثابت شده كه جهات نسبى- هر جهتى كه مىخواهد باشد- وقتى جزئى از محمولات قرار گرفت؛ تمام قضايا (ى منطقى) ضرورى ازلىاند، براى اين كه فراگيرترين جهات كه امكان است خاص هر ممكن است و اطلاق براى هر مطلقى ضرورى ازلى است؛ وگرنه انقلاب حقايق لازم مىآمد و اين امر محالى است.
٨٠٣/ ٣ و حضرت شيخ قدس سره در جاى ديگرى از تفسير گفته: چون هر اسماء و صفات متعيّنى بر اصلش كه بىتعيّن است حجابى است؛ و كلام از جمله صفات است لذا از جهت نسبت علم ذاتى او حجاب بر متكلم است، و كلام حق تعالى تجلىاى است از غيب و مرتبه علم او در عمائى كه عبارت از نفس رحمانى و منزل تعيّن مراتب و حقايق و مقام اسماء مىباشد، لذا حكم اين تجلى به سبب توجه ارادى ايجادى و يا خطابى- از جهت مظهر مرتبه و اسمى كه اقتضا دارد نفس بدان انتساب يابد- تعيّن مىيابد، در نتيجه حكمش به مخاطب- به سبب تخصيص ارادى و قبول استعدادى كونى وجودى- جارى و سارى مىشود؛ و سرّ آن
[١] - يعنى قدم اين كلام اقتضاى قدم نوح را- بر اين تقدير كه كلام الهى قديم است- دارد، و دفعش به اين است كه گوئيم: آن به صورت عقليش در علم قديم قديم است و به صورت حسّىاش در الفاظ و حروف حادث و جديد است.