ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٣٧ - برهان اول
برهان اقامه خواهيم كرد- و بين صاحب نظر، كه قائل است حقيقت حق وجود خالص او است و آن (حقيقت) موجود است؛ پس همينطور او (هم موجود است) و چون مقيد پيدا شد؛ مطلق كه محمول بر آن است- به حمل هوهو- موجود خواهد بود، پس اين كه گفتهاند مطلق معقول ثانوى است خطا و اشتباهى بزرگ است، خداوند از آنچه كه شايسته مقام قدس او نيست برتر و والاتر است؛ و نيز بين متكلم كه قائل است وجود عين هر موجودى است، مانند ابو الحسن اشعرى و ابو الحسين بصرى، اين هم مانند همان است كه گفته آمد (يعنى حقيقت حق وجود خاص او است) و يا صفتى زائد در تمام (موجودات) است، ولى مخالف ديگر صفات، يعنى وجود ديگر صفات بستگى به موصوف خود دارند و اين صفتى است كه موصوف بدان را به وجود مىآورد، وگرنه پيش از وجودش موجود بوده است، و شكى نيست كه سبب وجود؛ موجود است؛ پس وجود موجود است.
٢٦٥/ ٣ تأييد و يارى آن به برهان محكم اين كه: حق تعالى؛ يعنى واجب الوجود كه پديد آورنده تمام مخلوقات است عبارت از وجود مطلق است، و اين برهان از جهات و وجوهى چند است:
برهان اول
٢٦٦/ ٣ اين كه اگر او نبود؛ يا عدم بود و يا معدوم و يا موجود و يا وجود مقيد.
٢٦٧/ ٣ دوتاى اولى كه باطل است؛ چون آنها (عدم و معدوم) مطلقا داراى اثر نيستند، و اهل نظر گفتهاند: عدم معلول به واسطه عدم علت است؛ يعنى؛ عدم تأثير نه تأثير عدم، يعنى حقيقت امر در مقام عدم علت؛ عدم معلول است، پس لازم مجازى است، چنان كه در اين بيان آمده: بزائيد براى مردن و بسازيد براى خراب شدن؛ جز آنكه دو ترتّب از جهت فرق بين سبب فاعليت و سبب غايى بودن بر عكس هم است، يا اين كه از نو مىگوييم: براى اين كه آن دو (عدم و معدوم) در وجود اثر نمىگذارند.
٢٦٨/ ٣ و اما سومى- يعنى موجود-: (اين هم باطل است) چون موجوديت موجود به