ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٢٨ - اصل اول در اولين مراتب منعوت و آن مرتبه جمع و وجود است
- و سوم و چهارم و تا بىنهايت- بر پا شود[١].
١٢/ ٤ هشتم (مرتبه) محل نفوذ اقدار (قدرها و امور تقديرى) و اهداف تيرهاى توجهات غيبى (در عالم خارج و ناسوت) است.
١٣/ ٤ تمام اينها منقول از سخن حضرت شيخ قدس سره بود كه در آن شبهاتى چند است:
١٤/ ٤ نخست اين كه حضرت شيخ قدس سره در رسايل (نامهها) و به ويژه در نصوص گفته: مبدئيت صفت نسبت علمى است كه پائينتر از اين مرتبه است، ولى در اينجا مبدئيت را براى اين مرتبه قرار داده است.
١٥/ ٤ جوابش اينكه: مراد به مبدئيت در اينجا؛ مبدئيت اصلى جملى است نه فعلى تفصيلى، به دليل آنكه در فك ختم فص نوحى (از كتاب فكوك) گفته: اولين مراتب الهى كه بدان اوّليّت حق و مبدئيت او اثبات مىگردد مرتبه احديت جمع است و صفت مصدريت و فياضيت پس از آن است.
١٦/ ٤ دوم اينكه در فك ختم فص آدمى گويد: اختصاص او به الوهيت به سبب اشتراك در احديت جمع است، چون الوهيت كه تعبير از آن به اسم جامع «الله» مىشود مشتمل بر خصايص و ويژگيهاى تمام اسماء است و بين آن ذات هيچ واسطهاى نيست، و همينطور حقيقت انسان عبارت از برزخيت جامع است بين احكام وجوب و احكام امكان؛ لذا به هر دو احاطه دارد؛ و اوّليّت از اين وجه و آخريّت- از حيث منتهى شدن احكام بدان- مانند پديد آمدن از آن است. سپس گفته: هر كس هنگام بازگشت به اين برزخيتى كه داراى وحدانيت است و آن وحدانيت تالى مرتبه احديت مىباشد منتهى شود؛ او مخلوق در احسن تقويم است و اجرش غير ممنون (مقطوع).
[١] - البته اگر تجليات ظهورى و بطونى و بسطى و قبضى در هر آنى اعتبار شود، چون خداوند هر آنى در شأنى است، پس آنچه كه مجلاى تمام تعينات ظاهرى او است تحت نور كبريايى او پنهان مىشود و به واسطه تجليات اسماء باطنى قبض مىكند و سپس- براى بار دوم- مجلاى تجلى ظاهر و سپس باطنى و بعد ظاهرى مىگردد و همينطور ادامه پيدا مىكند.