ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٥٥ - فصل دوم از باب كشف سر كلى كه به نام وصل ناميده مىشود و آن در تعين مظاهر كلى
كيفيات- يعنى عناصر- صورت اسمى است كه از هر يك آنها (يعنى چهارتاى مذكور) تعين يافته است، مانند عالم وحىّ و مريد و قادر.
٨٢٥/ ٤ اگر گويى: چگونه آتش «حى قادر» و آب «عالم مريد» و هوا «مريد حى» و خاك «قادر عالم» مىباشد؟
٨٢٦/ ٤ گويم: براى اينكه هر چيزى در آن همه چيز هست، ولى مغلوب است و حكم؛ پنهان و يا مستهلك است، و از اين دانسته مىشود كه مورد اختيار ما مذهب كمون و بروز (نهان و آشكار) است، لذا حرارت كه اصل حيات است غالب مىباشد، مانند حرارت غريزى و حرارتهاى ديگر كه اگر زيادهروى نشود آن را يارى مىكنند، چنانكه گفتهاند: آتش ميوه زمستان است، از اين روى براى پختن غذا و چيزهاى ديگر نزديكترين چيز است كه بدان وسيلهجويى مىشود. اما دليل قدرت آن: غلبه و بلندىجويى آن است.
٨٢٧/ ٤ سپس آب به واسطه سرديش تناسب با «برد اليقين» دارد كه برطرف كننده حرارتهاى شبهات و سرگشتگىهاى شكها مىباشد، از اينروى آب به علم تعبير شده و نهرهاى چهارگانه در بهشت مظاهر علوم لدنّى و وهبى گرديدند كه صافترين و جلوترين آنها نهر آب تغيير ناپذير است، و تمثل يافتن علم- كه اختصاص به فطرت و دين دارد و (اين دو) اصل غذائيت روحانى است- به شير، به دليل بيان رسول خدا ٦ است كه فرمود: اصبت الفطرة، يعنى: به فطرت برخورد كرده و رسيدم، و به دليل حديث خواب ديدن آن حضرت ظرفى از شير را و تأويل و تعبير كردنش به علم. و اما اراده آب عبارت است از ميلش به اينكه جزو هر چيز زنده بالفعلى گردد و به واسطه اين جزء بودن حياتش ادامه پيدا مىكند، چنانكه خداوند مىفرمايد: وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ، يعنى: هر چيز زندهاى را از آب قرار داديم؛ آيا ايمان نمىآورند؟ (٣٠- انبيا).
٨٢٨/ ٤ سپس هوا ميلش از آب بيشتر است و امداد و ياريش براى حيات از آتش، چون آن براى حرارت لطيف غريزى مناسبتر است، به طورى كه اگر هواى نفسى لحظهاى قطع شود منجر به هلاك حيوان مىشود- برعكس آب و آتش-
٨٢٩/ ٤ سپس خاك است؛ شكى در غلبه آن به واسطه سنگينى و خشكيش كه دليل