ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٩٣ - فصل چهارم از فصول باب كه پايان دنباله مطالب پيشين است
كشف؛ شهود احديت و وجه خاص را مىبخشد، و چون اين شهود ملكهاى راسخ گشت- و مقصود هم همين است- امكان برطرف كردن حيرت از احكام تعدد- مانند تكليف به تعبّد و بندگى- همچنان كه در نظم حضرت شيخ قدس سره آمده[١] نمىباشد، و چون اين حيرتى را كه گفته شد نيابد، اين اصول را از راه ذوق (مكاشفه) ندانسته، بلكه از آن سوى حجاب مظهرى دانسته، و از علامات آن ثبوت اين امر است كه براى هيچ چيزى در واقع و نفس الامر صورتى معقول و يا محسوس و محقق و ثابت نيست، بلكه نسبت به مرتبه و يا حال و يا مدركى (ادراك شوندهاى) به حسب قوه و يا صفت و يا آلت مىباشد، ترا اين دلالت كافى است كه صور معقول به سبب تفاوت عقول از جهت قوه و تندى و دقت و استقامت و پايدارى تفاوت پيدا مىكنند.
٩٥٨/ ٤ برخى از آنها هستند كه اوهام و پندارها توان معارضه و ستيز با آن را ندارند و با برخى از آنها را دارند، و اين تفاوت است كه منشأ اختلاف در معقولات مىباشد، و اما محسوسات؛ براى اينكه جواهر را حسّ؛ جز به واسطه احساس اعراض و حكم عقلى به اين كه براى آنها (اعراض) محلاند درك نمىكند؛ بنابراين گاهى مىشود كه جوهريت نسبت جمعيت اعراض مىباشد- همچنان كه اشراقيان بر اين قولاند- و برخى از متكلمان هستند كه قايل به تجانس (همجنس بودن) جواهر فرداند، چون اختلاف حقايق اجسام در آن حال به واسطه اختلاف اعراض مىباشد. و اما اعراض، آنها دو زمان باقى نمىمانند و اشاره حسّى- به ويژه اگر غير قارّ باشند- به آنها نمىرسد، و اين بدان جهت است كه اعراض بنابر قاعده تحقيق؛ صور نسبتهاى متعيناند كه تابع نسبتهاى جوهرى مىباشند، و شكى نيست كه هر آن و لحظهاى را مدخلى در تعيّن آنها است، چنانكه خداوند مىفرمايد: كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ، يعنى: او هر روزى در كارى است (٢٩- رحمان) يعنى هر آن و لحظهاى در كارى است، اين نسبت است كه آنات و لحظات را تجديد و نو مىكند؛ و همينطور صورت آنها را، و نسبت جوهريت هم همين طور است، به ويژه اگر تقوّم به نسبت عرضيت داشته باشد، خداوند
[١] -
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|