ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٣٩ - برهان اول
همگان- موجود است. و همين طور مجرد؛ ضد آميزش و مخالف آن است، و قيد عدمى مفيد تركيب در عقل است- و اگر چه مفيد آن در خارج نباشد- و حق متعال از هر دو منزّه و دور است. و همين طور شئى مؤثر در ضد و مخالف خود نيست، و اين كه وجود چون امكانش هست كه عين موجود باشد؛ لذا ثبوت وجود براى وجود درست و به جا است، و اين مستلزم آن است كه اهل تحقيق قائل بدانند و آن اين كه: حق تعالى عين وجود مطلق است.
٢٧٣/ ٣ و تحقيق ديگر اين كه وجود داراى دو معنى است: يكى مخالف عدم و نقيض آن است و آن اسم است و وجود حقيقى ناميده مىشود، و دوم اين كه مصدر «وجد» است كه به معنى موجوديت استعمال مىشود، يعنى شئى داراى وجود اوّل- و يا موقع و يا محل آن- مىباشد و به نام وجود اضافى ناميده مىشود، مانند كتك خوردن كه عين زدن نيست؛ وگرنه نسبتش به زننده جايز بود، بلكه تحقيق اين است كه زدن نسبتى است بين زننده و زده شده؛ و نسبت؛ خود نسبتى است به نسبت داده خود، و نسبت زدن به كتك زننده به نام كتك زدن؛ و به زده شده به نام كتك خوردن ناميده مىشود و هر يك از آن دو به نام حاصل مصدر- نه مصدر- ناميده مىشود، بنابراين موجوديت به معنى اول به وجود نسبت داده شده و از آن حاصل است، مانند كتك خوردن به واسطه زدن و آن مخلوقات را حاصل است[١]. و اول (تعالى) موجودى است كه وجود از ذات؛ و بلكه عين ذات او مىباشد، و اين مسأله دقيقى است كه هر كس در آن انديشه كند بر اصل اشتباهات گمراهان- از فيلسوف نماها و لاف زنان كه تحت طبقه بيهودهكاران و بطالاناند- پى خواهد برد.
٢٧٤/ ٣ و اما چهارم- يعنى وجود مقيد باشد- پس اگر واجب هر دو امر باشد (يعنى وجود و قيد) در اين صورت مركب خواهد بود، پس يا وجود است- كه آن مطلوب است- و يا قيد. (اگر قيد باشد) ناچار وجود يا معروض و يا عارض آن است، پس اگر واجب قيد باشد معروض واقع شده و وجود واجب در خارج معلول قرار مىگيرد؛ چون سخن در عروض خارجى است، پس ممكن بوده و همانگونه كه در شأن عارض خارجى بيان شده؛ علت- به
[١] - اين شبيه مذهب ذوق التأله و يا عين آن است، و شايد محقق دوانى مذهب و روشش را از اينان- يعنى اهل ذوق و عرفان- گرفته باشد، و يا ذوقش مطابقت با ذوق اينان يافته باشد.