ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٦٩ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
خويش است، و من عرف نفسه فقد عرف ربه، يعنى: هركس خودش را شناخت در واقع خداى خودش را شناخته است.
٤٦/ ٥ و اين مرتبه كمال است كه مشتمل بر مراتب اسلام و ايمان و احسان مىباشد، و اگر معرفت تفصيلى را فزونى بخشيد و تمام اسماء الهى و صفات را فرا گرفت و از حيث فعل و انفعال به همه (اسماء) تحقق يافت؛ يعنى از جهت وجوبش اثربخشى و از جانب امكانش اثرپذيرى؛ و اين تحقق ملكه گشت؛ به طورى كه هيچ نشأه و موطنى او را از اين تحقق نپوشاند و هيچ مرتبهاى او را باز ندارد و هيچ حال و مقام و غير اينها او را مقيّد نسازد؛ در اين هنگام در درجات اكمليت بالا مىرود[١]، و اين مرتبه اكمليّت مشتمل بر قوه پيروى كردن اسماء جزئى و مظاهر آنها است.
٤٧/ ٥ و چون امر منتهى به تمكّن و توانائى تكميل آنكس از بندگان خدا كه خواسته است شد، و اين هنگامى است كه ارادهاش به اراده اوّلى اصلى اتحاد يابد، ارادهاى كه مدار حال صورت كلى وجودى ظاهر؛ و معناى آنكه قائم بدان (اراده) است بر آن قرار دارد، به طورى كه در وجود؛ جز آنچه عقلش اراده مىكند واقع نگردد، و اگرچه بعضى از آن را از جهت طبع و يا شرع كراهت دارد و اين چيزى است كه مقام معرفت تفصيليش و حقايق اسماء ذاتى و فروع فروع اسماء الهى و ربوبى فاعل و كونى قابل- با استعدادهاى متفاوتشان- اقتضا مىكند، (اين شخص) سيّد افضل و امام اعظم اكمل است كه به مرتبه خلافت و استخلاف (خليفه تعيين كردن) و جمع بين آن دو و جمع بين دو صفت تمحّض (خلوص) و تشكيك حائز گرديده است، و واصلان به اين مرتبه مكين- يعنى ثابت- چون ملكه راسخ و استوار شد؛ بهرهمندان از انسانيتشان مىباشند و نشأهشان بهرهمندى تام و نيكو است، و غير اينان به حسب نزديكى نسبتشان به اينان و دورىشان از ايشان مىباشد. خداوند ما را از كسانى قرار دهد كه برايشان نعمت كمال الهى و انسانى معنوى بخشيده، همچنان كه نعمت صورى عطا كرده، و ما و ديگر از برادران را به اين حال بلند و مقام والا تحقق بخشد، آمين.
[١] - مانند باز ريختن در ظرفى كه پر و لبريز است.