ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٩٩ - فصل پنجم از فصول باب كه حاوى قاعدهاى عزيز و ارزشمند است كه فايدهاش براى مبتدى و منتهى عام و فرا رسنده مىباشد
مرتبه (الهى و كونى) در نفسش دارد و در آنچه از او صادر مىشود و يا بر او وارد مىشود حاضر باشد و نسبتش را به اين مرتبه خالص كند، و حكم را به واسطه حكم كردنش به مرتبهاى نسبت ندهد به گونهاى كه اثر آن در خارج سارى گردد و به موجب استناد تعملى خودش عمل كند، بلكه بايد كه از تعمّل و پرداختن (به حكم خودش) مطلقا در هر امرى و حالى و بدى و خوبى خوددارى كند، مگر از حيث مرتبه شرع و طبع و به زبان و دست آن دو، در اين صورت بايد از حيث آن دو؛ عمل و كوشش (و حكم) كند، ولى با عدم غيبتش از آنچه از نسبت اصليش به مرتبه الهى احدى تحقق و ثبوت يافته، وگرنه هيچ فرقى بين اين سالك و يا عارف و بين عالم به ظاهر شريعت در پندارش نيست.
٩٧٦/ ٤ مثال تخليص (ويژه گردانيدن) دو نسبت به دو مرتبه (الهى و كونى) در نفس خودش اين است كه در ذات خود وجود و كمالات مترتّب بر آن را از اصل علم و قدرت و آنچه تعلق به اثربخشى و دورى از نقايص و پستى دارد به الوهيت استناد دهد و نفس خود را- به خدا- از ادّعاى نوعى از ربوبيّت حفظ و نگهدارى نمايد، و از نتايج آن تحقق به اين سخن ما است كه: هيچ نيروى بازدارنده از معصيت الهى و هيچ قوهاى بر طاعت الهى نيست، بلكه هرچه كه به تأثير و خيرى تعلق مىگيرد جز به توفيق الهى نمىباشد. و امكان عدمى و وجوه امكان؛ از نقايص و پستىها و آنچه را كه به مرتبه امكان از طاعت و عبوديت و ناتوانى و جهل تعلق دارد به مرتبه كونى و وجوديش استناد دهد و حضرت حق را- به خودش- از نسبت وجهى از وجوه عبوديت و عيب و اشكال به او حفظ و نگهدارى نمايد، بنابراين متقى حقيقى عبارت است از جامع بين دو نسبت.
٩٧٧/ ٤ و مثال تخليص دو نسبت به دو مرتبه (الهى و كونى) در امورى كه (از انسان) صادر مىشود زدن يتيم است براى ادب آموختن الهى كه بر آن عمل پاداش مىگيرد و شكنجه و آزار كونى است كه بر آن كيفر مىيابد، پس طاعات مشروع و خيرات معروف براى رضاى خدا بر آنها پاداش مترتب است و بر تظاهر و عمل ريائى- براى اينكه بگويند بخشنده و قرآن خوان و زاهد و عالم و مجاهد و عابد است- پاداشى مترتب نمىباشد و بلكه همانگونه كه در حديث آمد كيفر هم مىبيند.