ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٥٩ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
٧/ ٥ و اما كمال اسمائى نيز مقتضى كمال جلا و استجلا است. اما كمال جلا دو قسم است:
٨/ ٥ يكى ظهور تجلى دوم است كه حكم واحديت بر آن غالب است و مجلاى آن عين برزخيت دوم است كه مشتمل بر اصول صفات هفتگانه مىباشد كه براى اصول هفتگانه اسمائى از تجلى اول معين شده (آن اصولى) كه حقايق هفتگانه انسانى را معين ساخته و در هر يك از آنها اثرى پنهان از اين صفات و اسماء ظاهر مىسازد؛ و به واسطه قوه انتساب آنها به حكم برزخيت نخستين؛ هر كدامشان حقيقتا بر «كل» اشتمال دارند، سپس از آنها (يعنى اصول) هفت حقيقت انسانى ديگر پديد آمد و در تفصيل برزخيت دوم كه عبارت از مرتبه «عمايى» است ظاهر شد، و حكم اين هفت دوم برعكس حكم هفت اولين است- چنانكه به زودى روشن خواهد شد- سپس در مرتبه «عمايى» و دو طرف آنكه مرتبه وجوب و امكاناند- از آنها (اصول)- حقايق اسماء الهى براى اثربخشى؛ و حقايق كونى براى قبول و پذيرش منشعب و متفرّع شدند، و در عين آنها حقايق انسانى- بعضى از بعض ديگر- از جهت اجناس و انواع و اشخاص پديد آمدند، و تمامى آنها صور معنوىاند كه نسبت به حق تعالى- از آن جهت كه نسبتاند نه نسبت به خودشان از آن حيث كه خلقاند- ظاهراند.
٩/ ٥ دوم ظهور صور اعتبارات واحديت است به صور آثار اسماء الهى و قوابل كونى كه به نام هيآت و شكلهاى اجتماعى ناميده مىشوند و از آنها خلق حصول پيدا مىكند، و مظاهر كلّى روحانى و يا مثالى و يا حسّى فلكى و يا كوكبى خاص اسماء كلى است و جزئيات خاص جزئى، از اين روى حكمت الهى اثربخشى اسماء و صفات كلى را به واسطه مظاهر فلكى و يا كوكبىشان- از جهت شكل پيدا كردنها و اتصالات- اقتضا مىكند، و سلطنت و غلبه در هر زمانى خاص فلك و ستارهاى است كه آن به منزله نفس تدبير و اداره كننده او مر صورتش را مىباشد؛ تا آنكه حكم جلا و استجلا- به واسطه تركيب مولدات (سهگانه) و انواع و اشخاص آنها پايان پذيرد.
١٠/ ٥ سپس براى هر يك از مظاهر ائمه و اصول هفتگانه اسمائى و صفاتى- يعنى افلاك و ستارگان- دوره سلطنت ديگرى آغاز مىگردد تا كمال استجلا كه عبارت از شهود