ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥١٥ - اصل پانزدهم در ظهور صور عناصر چهارگانه و سپس آسمانهاى هفتگانه
٧٠٥/ ٤ سپس افلاك ثابت را به گردش آورد و در گردش آنها دايره را پديد آورد.
٧٠٦/ ٤ و در داخل كره زمين آبى بدبو فرود آورد كه آن بحر عظيم و درياى بزرگى است كه اشقيا بدان عذاب و كيفر مىشوند، و آن آب سياهى است كه بيشتر در جاهاى فرو رفتههاى زمينى- براى باز شدن جاى تنفّس- آشكار مىشود، و اصل و منبع تمام آبهاى پست ناسازگار به مزاج انسان و حيوانات آن آب مىباشد، و آن آب دور آن سنگ به گردش درآمد و زمين گشت.
٧٠٧/ ٤ سپس خداوند آن را زير مركز فرود آورد و هواى تاريك- كه همان يحموم (دود سياه) است- گرديد، و اين باد بگرد مركز به گردش آمد و آب به واسطه آن؛ اشتداد (و مايگى بيشتر) يافت، در اين حال فرشتگان گسترش زمين را مشاهده كردند، و خداوند به آنان فرمود كه اين محل خلقى است كه امكان تصرف براى آنان جز بر ساكن نمىباشد، گفتند: پروردگارا! چگونه بر آن استقرار مىتوان يافت؟ خداوند تجلىاى را برايشان آشكار ساخت كه بدان بى هوششان ساخت.
٧٠٨/ ٤ و از بخارهاى غليظ و متراكم بالا رونده كوهها را آفريد و بر آن (زمين) فرمان داد؛ گسترشش ساكن شد.
٧٠٩/ ٤ و دور اين زمين را به كوهى محيط از سنگ سبز طوقدار ساخت و آن را به اژدهايى بزرگ طوقدار ساخت كه سرش با دمش يكجا جمع آمده. و من[١] برخى از ابدال را ديدم كه بالاى اين كوه رفته و اژدها را ديده و با او سخن گفته است، سپس فرشتگان ملأ اعلا به هوش آمده و از قدرت الهى آنقدر مشاهده كردند كه به هراس افتاده و گفتند:
پروردگارا! آيا چيزى سختتر و با صلابتتر از اين كوهها آفريدهاى ... تا پايان حديث[٢].
٧١٠/ ٤ پيشينيان از فلاسفه پنداشته بودند كه افلاك آسمانى پيش از زمين آفريده شده و بسيار اشتباه كرده بودند، زيرا علم و آگاهى به صنعت و خلق حكيم نياز به اخبار درست و يا علم ضرورى (لازم) و يا اقامه دليل به چگونگى كار دارد، و اين در حد پيشينيان (از فلاسفه)
[١] - يعنى شيخ اكبر صاحب كتاب عقلة المستوفز. م
[٢] - اينجا سخن محيى الدين بن عربى شيخ اكبر رضى الله عنه بنقل از كتاب عقلة المستوفز پايان مىپذيرد. م