ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥١٣ - اصل پانزدهم در ظهور صور عناصر چهارگانه و سپس آسمانهاى هفتگانه
اراده ايجاد عالم دنيا را از اركان و آسمانها و مولدات (سهگانه) كه پايان تركيبشان منتهى به تباهى و انتقال است كرد، هيچ فلكى نيست كه خداوند متعال پديد آورده باشد جز آنكه براى دو فرشته ارجمند- قلم و لوح- توجهى بدان (فلك) قرار داد كه در مقام توجه- نه به واسطه توجه- آنچه را كه خواسته بيافريند، يعنى از آنچه كه خواسته بدان توجه كند بيافريند، چون خداوند برتر از آن است كه معين و يارى كننده و اسباب و احكام داشته باشد، براى اينكه خودش برپا كننده و خالق آنها است، و آن مانند خلق خداوند است مر اعمال ما را كه مورد اراده ما است- به خلق اراده در ما- سپس توجه و عمل را هنگام اراده ما خلق مىكند، بنابراين خالقى جز او نيست، او است كه دليل و كشف مرا عطا كرده و اعتقادم بر او است و از خداوند ثبات و پايدارى بر اين اعتقاد را درخواست دارم و قديمى جز او نمىباشد.
٦٩٨/ ٤ سپس براى نفس كلى توجّهى از حيث ايجاد اجرام نورى و غير آن قرار داد؛ آنگه استعدادها به حسب مراتب مقدّر آنها حاصل گشت، در آن حال عقل كه عبارت از قلم است از اراده و اذن واحد به وجه نفخ (دميدن) توجه كرد، در اين حال خداوند ارواح فلكى (ملكى) را در اشخاص فلكى ايجاد كرد و زنده و گويا به سپاس برخاستند.
٦٩٩/ ٤ و فرقى بين نفخ و دعا است، زيرا نفخ ايجاد مخصوصى است كه در ايجاد و بازگشت جارى مىشود، چنانكه خداوند درباره عيسى ٧ فرموده: فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي، يعنى: در آن دميدى و باذن من پرندهاى شد (١١٠- مائده) و دعا جز بازگشت تباهى تركيب- با بقاى اجزاء- نمىباشد، چنانكه خداوند درباره ابراهيم ٧ فرمود:
ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً، يعنى: و آنها را بخوان كه دوان سوى تو آيند (٢٦٠- بقره)
٧٠٠/ ٤ سپس توجه الهى به نفسى (فرشتهاى) كه عبارت از لوح است بازگشت و به او و حى كرد كه با تدبير تا منتهى اليه عمق جسم (كل) كه مركز است فرود آيد، و آن محل نظر عنصر اعظم است كه عقل از توجه آن خلق شده، پس (فرشته) بسوى آن فرود آمده و نظر عنصر اعظم را بدان مىيابد (و مىيابد) كه امر عالم وجود تدبيرش تمام از او است و از او صادر شده و طبق حكمت تمام به او باز مىگردد.
٧٠١/ ٤ و كره زمين را به گردش آورده و اين حركت از اين فرشته به طالع سرطان