ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥١٨ - اصل پانزدهم در ظهور صور عناصر چهارگانه و سپس آسمانهاى هفتگانه
صور آبادان است، و آنچه كه صورت غليظ را كه امكان تجزيهاش- به حكم تركيب اين اركان- هست مىپذيرد باقى ماند، و تركيب و امتزاج آنها به حكم اقتضاى حبّى و توجهات اسمائى- از حيث صور معنوى و مظاهر روحانى و مثالى آنها از اين هباء از مرتبه امكان كه به نام مرتبه حسّ ناميده مىشود- حصول پيدا كرد، به طورى كه امتياز بين اين اركان برطرف گشت به طورى كه همگى يك چيز مجمل در جهت «عمايى» كه مرتبه سوم است گرديدند، اين مجمل اين تفصيل است و در بيان الهى به لفظ «رتق- بسته» آمده است: كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما، يعنى:
(آسمان و زمين) بسته بودند و بازشان كرديم (٣٠- انبياء) و اين ماده بسته شده نزد برخى به نام عنصر اعظم و عنصر عناصر ناميده شده است.
٧٢١/ ٤ عنصر اعظم داراى چهار اركان است كه همان عناصر مشهور است، همچنان كه هباء كه اصل آن است داراى چهار اركان است كه همان اركان طبيعت مىباشد، پس اين عنصر به حكم سريان حبّ اصلى به واسطه اركانش تحريك يافت و تمايلى شوقى به كمالش كه متعلق به صور تفصيلش مىباشد پيدا كرد، لذا اين حركت به حسب قوه مظهرش در آن؛ اثر سبكى از حرارت ايجاد كرد و به حكم آن اثر؛ آنچه كه لطيفتر بود به شكل بخار و يا دود- مجمل وحدانى- بالا رفت و اين رتق و بستگى آسمانها بود.
٧٢٢/ ٤ سپس اقسام در قسمى كه عبارت از فتق و گشادگى اركان بود به حكم سريان سرّ رباعى (چهارگانه) بر چهار اقسام امتياز پيدا كرد و بر هر قسمى از آن؛ دو ركن غالب شد؛ البته با اشتماش بر باقى؛ و ترتّب رتق و بستگى زمين و سپس آب و سپس هوا و در آخر آتش.
٧٢٣/ ٤ سپس (گوييم:) اسم «الله و رحمان» متوجه به تحقيق كمال و مضاف به توابع آن دو- يعنى (تمام) اسماء الهى- و نيز مضاف به آشكار كردن آنكه موقوف بر ظهور احكام حقايق كونى كه مظاهر اين اسماء است مىباشد، و اساس مطلب آن دو بر امر ايجادى است كه خود اساس قاعدهاش بر اجتماع اصول اسمائى مىباشد، نخست از حيث مظاهر معنويش كه اسم «مريد» آنها را معين مىكند، و دوم از حيث مظاهر روحانيش كه اسم «بارى» تعينش مىبخشد، و سوم از حيث مظاهر مثاليش كه عبارت از اركان طبيعى و احكام سهگانه جسمى- مجمل و مفصل- مىباشد و نيز به حكم اسم «بارى» تعيّن مىيابد، و چهارم از حيث جسمانى حسّى.